یکشنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۶
  عرفی شیرازی   گالری تصاویر



زندگی نامه عرفی شیرازی

عرفی شیرازی که نام اصلی اش مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی است از مشاهیر و شعرای قرن دهم هجری قمری در شیراز است . عرفی شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی است .

البته میان تذکره‌نویسان و تاریخ‌نویسان درباره نام دقیق عرفی شیرازی اختلاف نظر زیادی وجود دارد . عرفی شیرازی در سال  935 - 963 هجری قمری در شیراز دیده به جهان گشود . دوران کودکی و نوجوانی عرفی شیرازی تا سن بیست سالگی در شیراز گذشت  و در همان جا به کسب ادب و بعضی مقدمات علمی پرداخت و به قدر وسع از موسیقی و ادوار مهارت یافت و در خط نسخ  نیز دست بر آورد و روی به شعر نهاد .

عرفی شیرازی تخلص خویش را از شغل پدر که سمت داروغه شهر ؛ که با قوانین عرفی و شرعی سرو کار داشت  . عرفی شیرازی از جوانی به شعر سرودن پرداخت و پیش از رفتن به هند به شیوه فغانی شیرازی شعر می گفت . عرفی شیرازی شاعری مغرور بود و از آنچه تذکره نویسان یاد کرده اند و از شعرش نیز دانسته می شود .

عرفی شیرازی به کمال فضل و دانش و لطیفه‌گویی و حاضر جوابی معروف بود و طرزی مخالف مسلک قدما در شعر در پیش گرفته و غالباً در اثر کثرت تشبیهات و استعارات عرفی شیرازی ، اصل مقصود در شعرش مبهم می‌ماند . عرفی شیرازی چند بار به هندوستان رفت و در دربار اکبر شاه هندی تقرب یافت . به علت این که چند بار ابوالفیض و برادرش علامی را که هر دو از اکابر هند بودند در مقام مناظره محکوم ساخته بود آن دو کینه و عداوت عرفی شیرازی را سخت به دل گرفته بودند .

از آنچه گفته اند در جوانی از ظاهری زیبا بهره مند بود اما در بیست سالگی به علت آبله زیبایی ظاهر را از دست داد و راه هند پیش روی نهاد و در آنجا شهرت یافت .
عرفی شیرازی از راه بندر جرون به دکن رفت ولی آنجا نماند و به شمال هندوستان ، فتحپور سیگری ، نقر جلال الدین اکبر شاه رفت لیکن در آن هنگام پادشاه متوجه کابل شده بود و در پایتخت به سر نمی برد و ناگزیر به خانه فیضی ، ملک الشعرای جلال الدین اکبر رفت و آن شاعر بزرگ عرفی شیرازی را به گرمی پذیرفت و به واسطه او بود که عرفی با مسیح الدین حکیم که از علمای مشهور بود آشنایی یافت و به خدمتش در آمد و پس از مرگ وی به خدمت عبدالرحیم خانخانان سپهسالار ادب پرور جلال الدین اکبر راه یافت و چندی با او در حیدر اباد بود و سپس به دربار جلال الدین اکبر رفت  و تعلق خاطر خاصی نسبت به شاهزاده سلیم ملقب به جهانگیر پسر پادشاه پیدا کرد .

 عرفی شیرازی در هند و عثمانی - ترکیه - بیش از ایران شهرت داشته و شاعران ترک زبان به شیوه شاعری عرفی شیرازی تمایل زیادی داشتند .



سبک شعری عرفی شیرازی

عرفی شیرازی یکی از شاعران توانای سبک هندی است و به خصوص قصایدش در این سبک تشخیص و امتیازی دارد و تا حدی می توان عرفی شیرازی را صاحب سبک خاص دانست . غزلیاتش سرشار از اندیشه های باریک و استعاره های بدیع و تازه هست . اگر چه از نظر لفظ چندان استوار نیست .



آثار عرفی شیرازی

- دیوان قصاید و غزلیات
- مثنوی هایی به نام های : مجمع الابکار - 1400 بیت به تقلید از مخزن الاسرار نظامی ، فرهاد و شیرین - به تقلید از خسرو و شیرین نظامی که نا تمام مانده ، ساقی نامه .




اشعار شور انگیز عرفی شیرازی

عرفی شیرازی قصیده رائیه‌ای پرداخته که چند بیتی از آن را می آوریم :

جهان بگشتم و دردا به هیچ شهر و دیار
نیافتم که فروشند بخت در بازار
کفن بیاور و تابوت و جامعه نیلی کن             
که روزگار طبیب  است و عافیت بیمار
مرا زمانه طناز دسته بسته و تیغ                 
زند به فرقم و گوید که هان سری میخار
زمانه مرد مصاف است و من ز ساده دلی      
کنم جوشن تدبیر و هم دفع مضار
ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد              
من ابلهانه گریزم در آبگینه حصار
عجب که نشکنم این کارگاه مینایی               
که شیشه خالی و من در لجاجتم ز خمار


این قصیده شامل یکصد و هشتاد بیت است که برخی نیز به جوابگویی او برخاسته‌اند .
از رباعیات عرفی شیرازی یکی این است :

زاهد به فریب مرد و زن مشغول است
صوفی به عمارت بدن مشغول است
عاشق به هلاک خویشتن مشغول است
دانا به کرشمه سخن مشغول است


***

    تحفه مرهم نگیرد سینه افگار ما                
سایه گل برنتابد گوشه دستار ما
باعثی دارد رواج سبحه کو تزویر کو          
تا ببندد صد گره در رشته زنار ما
ما لب آلوده بر توبه بگشاییم لیک              
بانگ عصیان می زند ناقوس استغفار ما
آتش افروز تب عجزیم و کس هرگز ندید      
جوشن تبخال شفاعت بر لب زنهار ما
مرحبا ای چاره آسان می گشایی کار خلق    
ناخنی پس تیز داری زخنه یی در کار ما
ساکن میخانه ما باش عرفی ز آنکه هست   
چشمه تو و صفا در سایه دیوار


درگذشت عرفی شیرازی

عرفی شیرازی در سال ۹۹۹ در سن سی و شش سالگی درگذشت و جنازه او را از لاهور به نجف اشرف انتقال دادند . در قصیده زیر عرفی شیرازی آرزوی خود را اینگونه بیان می‌کند :

به کاوش مژه از گور تا نجف بروم
اگر بهند هلاکم کنی و گربه نثار






صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت