جمعه ۳۰ شهریور ماه ۱۳۹۷
  شیخ روزبهان   گالری تصاویر

سرگذشت و مکاشفات روزبهان بقلی شیرازی

روزبهان ابومحمدبن ابی نصربن روزبهان بقلی فسایی شیرازی ، معروف به شیخ شطّاح در سال ۵۲۲ه.ق / ۱۱۲۸م در شهر فسا از ناحیه ی فارس در خانواده ای که از طایفه ی دیالمه بودند، تولد یافت . نخستین حالات عرفانی را در سالهای سه و هفت و پانزده سالگی تجربه کرد . چنانچه در کتاب کشف الاسرار خویش گوید : چون به سن سه سالگی رسیدم در دلم آمد که خدای من کجاست ؟ . کودکان را می دیدم و از ایشان می پرسیدم که شما خدای خود را می شناسید ؟ جواب می دادند و می گفتند : خدای را دست و پای و جوارح نیست ، زیرا از پدران خود شنیده بودند که خداوند از دست و پا و جوارح منزه است . از این سخن مرا وجدی حاصل آمد و شتابان دویدم ، حالتی بر من عارض شد شبیه آنچه با انوار ذکر و پیام های آسمانی ناشی از تأمل و تفکر بر شخص عارض می شود ، اما حقیقت آنچه بر من گذشت درنیافتم . . .

در هفت سالگی حالات عرفانی خاص در وی بروز می کند که سراسر جذبه و شور است و حکایت از عشقی خودجوش و برخواسته از ذکر و طاعت حق تعالی می باشد . « من به هفت سالگی رسیدم ، در قلب من عشقی به ذکر و طاعت حق پیدا شد . در درون خویش ، غور کردم تا آن را شناختم . آن گاه عشق سوزان دامن قلبم را گرفت و آن را در آتش خود ذوب کرد . دیوانه ی عشق شدم ، قلبم در دریای ذکر ابدی و در بوی مُشکین قداست غرقه گردید . آن گاه جذبات قدسی ، بی هیج درد و اندوهی بر من ظاهر شد . دلم را با مهربانی و چشمانم را با اشک به هیجان آورد . نمی دانستم این جز یاد خدا چه می توانست باشد . در آن زمان همه ی وجود را به گونه ای می دیدم که گویی سر به سر چهره های زیباست . در خلال این دوره به گوشه گیری ، عبادت ، طاعت و زیارت مشایخ علاقه مند شدم » .
در پانزده سالگی همه ی آن شوریدگی ها و دلتنگی های عاشقانه به اوج خود می رسد :« وقتی به پانزده سالگی رسیدم ، رمضان بود ، گویی از عالم غیب به من خطاب شد که تو پیامبری ! . در دل خویش گفتم که از والدینم شنیده ام پس از محمد(ص) پیامبری وجود ندارد ، پس چگونه می توانم پیامبر باشم حال آنکه می خورم و می نوشم و به خواهش غریزی و امیال نفسانی پاسخ می گویم ؟ تصور می کردم پیامبران این نقص ها را ندارند . زمان سپری شد و من در عشقی تند گم بودم . پس از صرف ناهار از دکان خویش بیرون شدم و راه بیابان در پیش گرفتم . برای غسل تطهیر ، آب جستجو کردم . صدای زیبایی شنیدم و درون و شوق من برانگیخته شد . گفتم : ای کسی که سخن می گویی ! با من باش !
بر فراز تپه ای در آن نزدیکی رفتم ، شخص خوش سیمایی را در هیأت مشایخ دیدم ، اما
قادر به سخن گفتن نبودم . او مطلبی درباره ی توحید گفت ، اما چیزی از آن سر در نیاوردم . سَهی و حیرتی مرا در میان گرفت » .

در ادامه می نویسد : « در این لحظه ترس مرا فرا گرفت . مردم مدام به این سو و آن
سو می رفتند . من در ویرانه ای بودم تا شب فرا رسید . آن گاه آنجا را ترک کرده ، به دکان خویش برگشتم . تا صبح در حال وجد ، حزن و اندوه و واله و حیرت زده و گریان بودم . کلمات غُفرانَک غُفرانَک بی اراده بر زبانم جاری می شد . زبان از حرکت افتاد . من چنان بودم که گویی ساعت ها و روزها آنجا بوده ام . ساعتی دیگر آنجا ماندم . آن گاه حالت وجد بر من غلبه یافت ، من هر چه در دخل داشتم بیرون افکندم ، جامه های خویش دَریدَم و سر در بیابان گذاردم . یک سال و نیم در آن وضع ، واله و حیران و گریان در حال وجد باقی ماندم . حالات عظیم وجدآمیز و الهامات غیبی هر روز بر من وارد می شد » . « در آن حالات وجد و جذبه ، آسمان ، زمین ، کوهها ، دشت ها و درختان را به صورت نور می دیدم ، پس از آن همه اضطراب به آرامش رسیدم » .
مدت شش سال و نیم به این روش می گذرد ، در این مدت شیخ روزبهان به دیدار صوفیان شتافته و به خدمت و عبادت و مجاهده می پردازد . او دیدار خویش با شیوخ تصوف را چنین بیان می دارد : « من از آن حالت مکاشفه ، خویشتن را بازیافتم و شوق خدمت به صوفیان را پیدا کردم .
پس موی سر تراشیدم ، گرچه مویی لطیف و زیبا داشتم . به میان صوفیان رفتم و در خدمت آنان کار کردم ، به مجاهده و عبادت پرداختم ، قرآن را مطالعه کردم و آن را حفظ نمودم . بیشتر اوقاتم به وجد و حالات روحی در میان صوفیه می گذشت . اما هیچ چیزی از مقوله ی کشف های پنهان برایم پیش نیامد تا اینکه روزی بر بام رباط ، سرگرم تفکر درباره ی عالم غیب شدم . حضرت محمد(ص) را با علی(ع) پیش روی خود دیدم . این نخستین کشف من بود » .
شیح روزبهان در بیست و پنج سالگی نخستین مُرشد و پیر خود شیخ جمال الدین خلیل فسایی را بر می گزیند : « من در آن زمان مرشدی نداشتم ، به وطن خود فسا بازگشتم و به جستجوی مرشد و راهنمایی برای خویش پرداختم . آن گاه خداوند مرا به شیخ جمال الدین ابی الوفاء این خلیل فسایی راهنمایی کرد . او نیز خود در آغاز راه بود .
خداوند در مصاحبت این مرد درهای ملکوت و کشف های متواتر بر قلب من گشود ، نزد او حالات روحی ، دانش های غیبی و اسرار دینی بر من جاری شد . مواجید و کشف های بی شماری به من دست داد » .
شیح روزبهان در فسا به تحصیل فقه و حدیث و علوم ظاهری پرداخته ، فقه را نزد فقیه
ارشدالدین نیریزی می آموزد . آن گاه در سفری که به مصر داشته ، صحیح بخاری را نزد
حافظ سلفی در اسکندریه فرا می گیرد . شیخ روزبهان از فسا به شیراز مسافرت می کند ، پس از ورود به شیراز در رباط ابومحمد الجوزک اقامت می کند . پس از چندی رباط خویش را در باب الخداش بن منصور ، بنا کرده و در آنجا مسکن می گزیند . شیخ مدت هفت سال در کوه بموی شیراز مشغول ذکر و عبادت و دریافت بوده است . در همین کوه است که چنان جذبه و شوری بر وی وارد می شود که می گوید : « ای کوه ! چه انوار تجلی که بر تو یافته ام » .

شیخ تا سال ۵۷۰ ه.ق در شیراز ساکن بود ، آن گاه به فسا می رود و در آنجا کتاب منطق الاسرار ببیان الانوار را تألیف می کند . در این اثنا ، روایت ها و مکاشفاتی بر وی وارد می شود . در جایی از کتاب کشف الاسرار می نویسد: « من خدا را با صفات قدرت ، جلال و ازلیت بر بام خانه ام دیدم . گویی کل جهان را می دیدم ، نوری خیره کننده ، تو در تو و عظیم . او مرا از میان نور ، به زبان فارسی ، هفتاد بار آواز داد : روزبهان ، من تو را برای امر ولایت برگزیده ام و محض عشق انتخاب نموده ام . تو ولی و حبیب منی ، مترس و غم به خود راه مده ، زیرا من خدای تو هستم ، تو را در هر مقصدی که داری مراقبم . زانو زدم و بارها این کار را کردم . آن گاه ، دریاهای وجد مرا در خود گرفت . هق هق گریه و فریادهای فزاینده امانم نمی داد ، من از این رهگذر ، مشمول رحمت فراوان خداوند شدم » .


در جایی دیگر گوید : « دو شیخ خوش چهره را در جامه ی صوفیان دیدم که شکل من بودند
. دیگی را در بالا آویخته دیدم ، چوبدستی آن دو شیخ با شعله ای بی دود می سوخت . سفره ای را از چادر آنان آویزان دیدم . به ایشان سلام کردم . آنان روی به من کرده لبخند زدند ، آنها دو شیخ خوبرویی بودند . یکی از آن دو ، سفره ی خویش را برداشت و آن را گسترد . در آن سفره کاسه ای زیبا و چند قرص نان سفید خالص بود . او مقداری از آن نان ها را در کاسه تکه تکه کرد و روغنی زرد رنگ و بی وزن که در دیگ بود ، در کاسه ریخت . او به من اشاره کرد که بخورم . من خوردم . آن ها با من کمی همراه شدند تا من همه ی آن غذا را خوردم . یکی از آنها گفت : نمی دانی در آن دیگ چیست ؟ گفتم :
نمی دانم . او گفت : این روغن بنات النعش است که برای تو آوردیم . وقتی برخاستم ،
درباره ی آن اندیشیدم ، مدتی طول کشید تا دریافتم که این کنایه ای بود از هفت قطب
در عالم ملکوت . خداوند مرا برای محض لُبّ این مقامات برگزیده ، آن درجه ی هفت تنانی است که بر سطح زمین باشند . آن گاه به سوی ستارگان دبّ اکبر نظر کردم . دیدم آن ها هفت روزن هستند که از همه ی آنها خداوند بر من تجلی می کرد . گفتم : خدایا این چیست ؟ خداوند فرمود : این ها هفت روزن عرش است » .
در ادامه گوید : « در آن زمان من از علوم حقایق بی خبر بودم . خضر(ع) را دیدم . او سیبی به من داد و من پاره ای از آن را خوردم . سپس او به من گفت : همه ی آن را بخور . این بود که من مقدار زیادی از آن را خوردم . چنان دیدم که گفتی از عرش تا زمین دریایی روان بود و تمام دریا در آن سرازیر شد . قطره ای از آن باقی نماند که من نخورم » . « در ایام جوانی به شب زنده داری عادت داشتم . شبی در حال عبادت بودم که خداوند در زیباترین شکلی بر من ظاهر گشت . او در چهره ی من خنده ای کرد و کیسه
ای از مُشک پُشتم انداخت . من گفتم : از این بیشتر به من ده ! . او گفت : هردو پادشاهند . اما تو پادشاه ایرانی » .
شیخ از شیراز مسافرت هایی نیز به کرمان ، حجاز ، شام و مصر داشته است . در سامره به محضر یکی از زهاد کُرد به نام جاگیر (وفات ۵۹۱ ه.ق) رسید و در سفر حج ، از شیخ ابوالصفا در واسط خرقه گرفت و پس از حج نیز به مصر و شام می رود .
در اسکندریه به همراه حضرت ابونجیب عمر سهروردی (۴۹۰-۵۶۳ ه.ق) در محضر صدرالدین سلفی اصفهانی (۴۷۸ -۵۷۶ ه.ق) کتاب صحیح بخاری را استماع می کند .
شیخ پس از سالها سفر ، سرانجام به شیراز بازگشت و بقیه ی عمر خود را به تدریس و تربیت مریدان و نوشتن کتاب گذرانید . شیخ روزبهان در هفته چند نوبت در مسجد عتیق و مسجد سُنقری ، وعظ و تذکیر می فرمود و کلامش تأثیر فراوانی در مستمعین داشت .

در اواخر عمر با این که دچار فلج پا شده بود ، اما با شور و شوق بسیار و با کمک مریدان به مسجد می رفت و وعظ می کرد و پس از بیان مختصری در باب معانی ظاهری آیات و روایات به توضیح معانی عرفانی آنها می پرداخت . یکی ار مریدانش از مصر روغن خالص برای درمان او آورد . شیخ به او گفت : « خداوند پاداش نیت خیرت را به تو دهد . از خانقاه بیرون رو ، آنجا سگی است گُرگین بر پهلو خوابیده ، آن روغن را بر وی بمال .

درد روزبهان به هیچ روغن دنیایی بهبود نیابد . آن بندی است از بندهای عشق بر پای وی نهاده تا آن گاه که به سعادت دیدار یار برسد » . شیخ هفت شبانه روز هیچ نخورد تا اینکه فرزندش فخرالدین احمد ، برقع از وی برانداخت ، شیخ چشم باز کرد ، فخرالدین احمد گفت : هفت شبانه روز است که هیج تناول نکردی ! . شیخ گفت : من شاهدالله حق مشاهدته کیف یاکل و کیف یشرب . سرانجام شیخ روزبهان بقلی شیرازی در سال ۶۰۶ ه.ق / ۱۲۰۹ م در شیراز و در رباط خویش جان به معشوق تسلیم کرد و سید قاضی شرف الدین بر او نماز گزارد و شیخ ابوالحسن کردویه وی را تلقین گفت .

 مزارش در قبرستان محله ی باغ نو (درب شیخ) و جنب رباطی بود که بر اساس کتیبه ی قدمگاه ، خود آن را در سال ۵۶۰ ه.ق در شیراز ساخته بود و بعدها مزارش به این رباط ملحق شد . در گذشته، بر زیارت این محل در روز سه شنبه تأکید می کردند و وضوگرفتن با آب چاه این رباط و نمازگزاردن بر مزار شیخ را موجب رواشدن حاجت می شمردند.
این مقبره در مشرق شیراز و در انتهای شرقی خیابان لطفعلی خان زند، در محله ای که آن را به مناسبت وجود قبر شیخ، درب شیخ می خوانند واقع شده است. در محوطه آرامگاه سه پله سنگی قرار دارد که به ایوانی بدون سقف منتهی می شود و در اطراف ساختمان کشیده شده است. پس از آن ایوان مسقفی دیده می شود که در ادامه آن ایوانی دیگر با عرض کمتر به چشم می خورد و بر شیخ و قبور دو تن از فرزندان و فرزندزادگان وی در آنجا واقع شده است.
بر پیشانی این ایوان با خط نستعلیق نوشته شده است: آرامگاه شیخ کبیر ابومحمد روزبهان، تولد در فسا ۵۲۲ هجری، ۵۰۷ ش.، وفات در شیراز ۶۰۶ ه.ق.، ۵۸۸ ش. بر بالای ایوان لوحه ای برنجی قرار گرفته که این کلمات بر روی آن نقر شده است: لااله الاالله الملک الحق المبین در پایین همین لوحه، بر روی تکه سنگی نوشته شده: ای تو را با هر دلی رازی دگر مقابل در ورودی شاه نشینی با دو پنجره مشبک و کاشی های معرق قرار دارد.
بین آن دو پنجره سنگ نبشته ای است که نام شیخ، سال تولد، سال درگذشت و تاریخ بنا و سازندگان آن بدین شرح آمده است. « به خواست خدای هر دو جهان، بنای آرامگاه شیخ روزبهان ابو محمد فرزند ابی نصر فرزند روزبهان بقلی فسایی شیراز در جایگاه بخشی از مجموعه ساختمان های خانقاه و رباط و دیگر ابنیه دوران زندگی آن بزرگوار که پس از گردش خوابگاه ابدی وی و چند نفر از افرد خانواده او گردید، به وسیله انجمن آثار ملی ساخته شد. آغاز ساختمان ۱۳۵۰٫۱.۱۵، پایان ساختمان ۱۳۵۱٫۴.۱۵.» در جنوب شاه نشین کتیبه دیگری است که شامل دو قسمت می شود. بر روی قسمت اول آن نوشته شده است: شیخ روزبهان ابو محمدبن ابونصر بقلی فسایی شیرازی به سال ۵۲۲ هجری در فسا چشم به دنیا گشود و در محرم ۶۰۶ هجری در شیراز در خانقاه خود که اکنون این بنا در آنجا برپا شده است ، جهان را بدرود گفت. این عارف بزرگوار جامع بین کمالات صوری و معنوی - قال و حال - زهد و عشق - صحو و سکر، تحقیق و تعلیم در شریعت و طریقت و پیشوای کاروان راه حقیقت بوده است .

مطالبی دیگر به نقل از همشهری آنلاین

وقتی که سعدی شیخ روزبهان را واسطه قرار داد تا خداوند شیراز را حفظ کند خبر نداشت که بعد از 800 سال آرامگاه شیخ کبیر خود نیازمند کوچکترین حفظ و نگهداری شود


به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، ابومحمد ابن روزبهان ابن ابی نصر بقلی دیلمی فسایی معروف به شیخ روزبهان بزرگترین عارف قرن ششم هجری قمری به شمار می‌رود.

مورخین درباره شیخ روزبهان نوشته‌اند که او در سال 522 هجری قمری در فسا متولد و پس از 84 سال زندگی در سال 606 در شیراز بدرود حیات گفت.

وی همان اوان زندگی تمایلات عرفانی داشت تا اینکه در ۲۵ سالگی از خلق برید و هفت سال در کوه بموی شیراز به ریاضت، مجاهدت و عبادت پرداخت و حافظ قرآن شد و نزد نخستین مرشد خود شیخ جمال الدین فسایی رفت، وی همچنین در شیراز خانقاهی نیز بنا کرد و در مدت طول عمر در این شهر به ارشاد مردم پرداخت.

شیخ روزبهان مدت 50 سال در مسجد جامع عتیق شیراز به وعظ و خطابه می‌پرداخت و در عرفان و تصوف نیز به مقام شامخی رسید.

وی به شیخ شطاح نیز معروف است. شطاح به اصطلاح عرفا کسی است که کلمات و جملاتی را از روی کمال، وجد و حال ادا می‌کند.

30جلد کتاب از جمله لوامع التوحید، مسالک التوحید، سلوة العاشقین، کشف الاسرار و مکاشفات الانوار و... از وی به جای مانده است.


شیخ روزبهان را بزرگترین عارف قرن ششم هجری قمری می دانند و حتی شیخ اجل سعدی شیرازی در قطعه ای خداوند را برای حفظ شیراز به روزبهان که وی را شیخ کبیر نامیده قسم داده است:

چه خوش سپیده دمی باشد آنکه بینم باز             رسیده به سرالله اکبر شیراز

به ذکر و فکر وعبادت به روح شیخ کبیر          به حق روزبهان و به حق نماز

شیخ روزبهان در پارسی نویسی استاد بود و در آثار او تعبیرات بسیاری حاکی از توجه به شخصیتها، عناصر داستانی و مفاهیمی مربوط به ایران باستان وجود دارد، مجموعه سروده‌های او به دو زبان فارسی و عربی در دیوان المعارف فی الشعر گردآوری شده بود.

از سروده‌های وی بارها عارفان و شاعران استقبال کرده اند از آن جمله مولوی در غزل مشهور منسوب به او با مطلع «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست» به هماوردی با شیخ روزبهان برخاسته و پاره‌ای از مضامین غزل وی را با عباراتی مشابه تکرار کرده‌است اما سعدی در غزلی با همان وزن و قافیه، با لحنی بس تند و تیز به مولوی پاسخ گفته‌است.

شیخ روزبهان هر هفته چند نوبت در مسجد عتیق و مسجد سُنقُری وعظ می‌کرد. او در اواخر عمر به نوعی فلج دچار شد اما باز هم با شوق و به کمک مریدان به مسجد میرفت و وعظ می‌کرد.

وی در محرم ۶۰۶در شیراز درگذشت. مزارش در قبرستان محلة باغ نو (درب شیخ) و جنب رباطی بود که بر اساس کتیبه قدمگاه، خود آن را در ۵۶۰، در شیراز ساخته بود و بعدها مزارش به این رباط ملحق شد.

در گذشته بر زیارت این محل در روز سه شنبه تاکید می‌کردند و وضوگرفتن با آب چاه این رباط و نمازگزاردن بر مزار شیخ را موجب رواشدن حاجت می‌شمردند.


سنگ نوشته‌ای که بدون محاظفت در محوطه بنا رها شده است

و اما امروز در میان یکی از قدیمی ترین محلات شرق شیراز، بنایی زیبا که اطراف یک قبرستان کوچک خانوادگی را احاطه کرده خودنمایی می‌کند، مکانی که 800 سال پیش خانقاه ابومحمد روزبهان بود و امروز به آرامگاه ابدی وی و سه تن از نزدیکانش اختصاص یافته است.

امروز به راحتی می توان گفت که تنها یادگار شیخ کبیر خانقاه یا آرامگاه وی و خیابانی که در محله درب شیخ به اسم او نامگذاری شده و خانقاه در آن قرار گرفته به شمار می رود و جز آن اثر دیگری را نمی توان جست که بزرگترین عارف قرن ششم هجری قمری را معرفی کند.

برای دسترسی به بنای آرامگاه شیخ کبیر باید خیابان شیخ زوبهان را تا انتها سپری کرد تا در منتهی الیه سمت چپ خیابان بنایی با درهای بسته مشاهده شود.

مانند اغلب بناهای تاریخی دیگر شهر شیراز، این بنا نیز فاقد هرگونه آثر و نشانه ای برای معرفی به گردشگران بوده و فقط می توان با پرس و جوهای محلی متوجه شد که این بنای کوچک با درهای بسته متعلق به شیخ کبیر است.

برای ورود به بنا باید سرایدار را صدا زد تا درهای آن را بر روی میهمانانی که طی سه روز مراجعه خبرنگار مهر فقط خبرنگار و عکاس مهر تشکیل می‌دادند باز کند و آنگاه است که احساس می شود شیخ کبیر که در 800 سال پیش مردم دسته دسته به وعظش می‌نشستند امروز از ریاضت بی توجهی رهایی یافته و از همین تعداد بازدید کننده خشنود می‌شود.


جداره‌های بیرونی قبرها در حال فرسایش است

در سال 1337 از طرف اداره باستان شناسایی وقت استان فارس، تعمیراتی برای مرمت این آثر باستانی انجام شد و در سال 46 شهرداری شیراز خیابانی را از خیابان لطفعلی خان زند تا مقابل آرامگاه شیخ احداث کرد اما پس از 40 سال از این اقدام امروز در بدو ورود به محل آرامگاه رشته سیمی را می توان مشاهده کرد که شاید سالها پیش چراغی بر آن نصب بوده و آرامگاه شیخ را روشن می کرده است.

با نزدیک شدن به قبر شیخ روزبهان و بستگانش که در جوار او آرمیده اند تکه سنگهای تاریخی را می توان مشاهده کرد که در گوشه از بنا بدون هیچگونه حفاظتی قرار گرفته و تنها محافظ آنها سایه دیواری است که گمان نمی رود در ایام زمستان و پاییز چندان محافظ خوبی برای نگهداری در مقابل باران و برف و... باشد.


سنگ‌های تاریخی در محاصره گلدان‌ها

در ادامه نیز آثار فرسایش قبر شیخ روزبهان نیز به خوبی قابل مشاهده بوده که در قسمتهایی از قبرها به نظر میرسد برای جلوگیری از فرسایش نوشته های روی قبر بر روی آن سیمان کشیده شده باشد و در نقاطی دیگر نیز آثاری از مرمت دیده نمی شود.

تنها نکته مثبت که در این آرامگاه قابل مشاهده است پرورش گیاه و گل در محوطه بنا بوده که به تعداد زیاد تکثیر شده و این پرورش گل نیز به حدی زیاد شده که در هرکجای آرامگاه چندین و چند گلدان قرار داده شده و به خاطر کمی جا تعدادی از آن را نیز بر روی سنگ نوشته های تاریخی قرار داده اند که خاک و کود این گلدانها نیز فرسایش سنگهای تاریخی را سرعت می بخشد.

کسبه محل: شیخ روزبهان که چیزی ندارد بروید حافظیه

اگر روزی شیخ روزبهان از خلق برید و در کوهی به ریاضت پرداخت امروز نیز به نظر می رسد که خلق از او بریده باشد و شیخ روزبهان نیز همچنان در حال ریاضت است اما شاید این ریاضت از بی توجهی و بی تفاوتی مردم باشد مردمی که روزی شیخ کبیر به ارشاد آنها پرداخته بود.

در این مابین اگر مسئولان امر بیش از امروز به معرفی این عارف بزرگ پرداخته بودند شاید شمار گردشگران مراجعه کننده به این محل فقط به ایام نوروز محدود نمی شد.

شیخ شطاح امروز به حدی از بی توجهی و عدم معرفی رنج می برد که وقتی خبرنگار مهر از برخی از کسبه های منطقه در مورد آرامگاهش پرسید با جوابی تلخ مواجه شد که" شیخ روزبهان که چیزی برای دیدن ندارد شما گردشگران باید بروید حافظیه و سعدی....


یکی دیگر از کسبه محل که 12سال است در منطقه کاسبی می کند و گویا بیشتر از سایر کسبه از جایگاه و مقام شیخ روزبهان مطلع است به خبرنگار مهر گفت: طی 12سال اخیر که هر روز در این محل کاسبی می کنم به جرات می توان بگویم به تعداد بسیار محدود کسانی را دیدم که برای مرمت و یا بررسی بنا به آرامگاه مراجعه کرده باشند.

عباس داوودی گفت: چرا اطلاع رسانیها مسئولان در مورد این چنین شخصیتی آنقدر باید کم باشد که سالانه تعداد گردشگرانی که از این محل بازدید می کنند جمعا به 50 نفر نیز نرسد و یا حتی عده ای از وجود چنین شخصیتی بی خبر باشند.

به هر حال سکوتی که در آرامگاه شیخ روزبهان حاکم است نه از سر آرامش بلکه از روی ریاضتی است که شیخ کبیر امروز پس از 800 سال در پی بی توجهی و بی تفاوتی آن را تحمل می کند و وقتی خبرنگار مهر از آرامگاه بیرون می آمد به این فکر بود که اگر روزی سعدی خداوند را به روح روزبهان قسم داد که حافظ شیراز باشد حال چه کسی باید واسطه قرار گیرد که از شیخ روزبهان محافظت شود.
آرامگاه شیخ روزبهان در محله درب شیخ و در جنوب خیابان لطفعلی‌ان زند قرار دارد. شیخ ابو حمد روزبهان بن ابی نصر در سال 522 هجري قمري در شهر فسا به دنیا آمد. او یکی از دانشمندان نامی و عارف بود که در رشد و تکامل اندیشه والای بشری سهم بسزايي داشته است. او در عرفان و تصوف، مقام شامخی داشته؛ از اين رو سعدی در شعری برای حفاظت از شهر شیراز، خدا را به این شیخ و شیخ کبیر قسم داده است:

به ذکر و فکر عبادت به روح شیخ کبیر   به حق روزبهان و به حق پنج نماز

شیخ روزبهان در سال 606 هجري قمري در سن 84 سالگی در شیراز درگذشت و او را در خانقاه خود به خاک سپردند. در سال 1345 خورشیدی به سفارش انجمن آثار ملی بر روی قبر شیخ و فرزندان او بنایی ساخته شد. آرامگاه وي به صورت دو تاق و طاقنمایی کوچکتر که در همدیگر قرار گرفته اند است و زیر آن 6 سنگ قبر در کنار هم قرار دارند. یکی از قبرها متعلق به شیخ روزبهان و 5 قبر دیگر مربوط به فرزندان و نوادگان اوست. سنگ قبر شیخ، اولین قبر سمت جنوبی است که دارای 1 متر و 69 سانتیمتر طول و 56 سانتیمتر عرض می باشد.

شیراز پورتال : پورتال جامع اطلاع رسانی شهر شیراز



صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت