جمعه ۳۰ شهریور ماه ۱۳۹۷
  مؤید فی‌الدین شیرازی   گالری تصاویر

زندگی نامه المویدفی الدین شیرازی


نوجوانی و جوانی

يكي از اعاظم رجال تاريخ اسماعیلیه كه در آسمان فضیلت ومعارف خورشید وجودش دين ودانش را روشن كرده است داعي الدعاه هبه الله بن موسا بن داوود (المويد في الدين شیرازي ) میباشد.
المويد فی الدين در اواخر قرن چهارم هجري و بصورت دقیقترش بسال 390 هق در شیراز در خانواده اي اسماعیلی تولد يافته و پس از تكمیل علوم عقلي و نقلي خود به تبلیغ و نشر مذهب اسماعیلی پرداخته و در اين راه مجاهدات و كوشش هاي فراواني از خود نشان داده است. پدرش موسا در زمان الحاكم بامرالله حجت سرزمین فارس بود. پدرش او را از زمان طفولیت تعلیم و تربیت نمود ، و با علوم متداول وقت و بخصوص علوم فاطمی آشنا ساخت. موسا بن داوود پدر المويد داعي مذهب فاطمیه در شیراز بوده ومیان مردم ، دارای مقام و منزلت بود، و مورد احترام خاص و عام بود. در يک کلام يکی از شخصیتهای ممتاز شیراز بحساب میرفت.


المويد در کتاب سیرت المويديه در باره موقف اجتماهی پدرش مینويسد :
پدر من در بلاد فارس شهرت به معتقد بودن به مذهب فاطمي را احراز نمود وهمه كس او را به داشتن عقیدة مزبور شناختند. مكنت وثروت وقدرت شخصي وي بقدري زياد وفوق العاده بود كه او را از بوسیدن آستانه بزرگان وكساني كه زمام امور جمهور را در دست داشتند بي نیاز مي كرد حاضر نبود مذلت واحتقاري )خوار داشتن، خوارشدن( را كه مردم از دست وزبان هاي سلاطین وامراء وقت تحمل مي كردند متحمل گردد.
وزير ابو غالب واسطي ملقب به فخر الملك به آن عظمت وقدرت وثروتي كه داشت واز بزرگان واعاظم وزرا آل بويه بشمار مي آمد همیشه بعنوان زيارت پدرم بمنزل ما آمده او را ملاقات مي نمود هیچوقت پدرم در خاطر نداشت كه وارد منزل ابو غالب واسطي فخر الملوك شده باو سلام كرده عرض حاجتي نموده باشد بلكه وزير مزبور غالباً و به دفعات متعدد شبانه بمنزل پدرم آمده او را زيارت مي نمود وشب را در منزل او بروز مي آورد .

حکمران شیراز خود شخصا با وی سخن گفت و به وی رخصت داد تا در قلمرو او آزادانه دعوت نمايد و مجالس را ترتیب دهد.
مويد بدستور حاکم مجالس را ترتیب میداد و در مجلس کتاب دعايم الاسلام نوشته قاضی نعمان را قرائت میکرد. بوکالیجار که خود شیعه و در مذهب زيديه بود، شور و حیه جان و جذبه داعی اسماعیلی بر وی چنان تاثیر نمود، که مذهب اسماعیلی را پذيرفت. ابوكالیجار به او گفته بود من خود، و دينم را به تو تسلیم كردم، و به هر چه تو بر آني خشنودم .

المويد يک روانشناس ماهر بود، با کسانیکه ملاقی میشد نخست به مطالعه روان آنها میپرداخت و بعد مباحثه را باز میکرد.
وی مردي بود كه روحیة دشمنان ومخالفین خود را مي شناخت ومي دانست چگونه به سیاست خود معاندين را مقهور و مخذول نمايد.
المويد شیرازی در زندگی نامه خود در ادامه مینويسد، بوکالیجار پس از آنکه به مذهب اسماعیلی گرويد، خبر دستگیری داعی را از بغداد دريافت کرد. و داعی از بیم جان به اهواز گريخت. اما ابن بلخی داستان را بگونه ی ديگر آورده است.

وی درين قضیه نقش قاضی شهر را به عنوان "مدافع" دين و سنت، خیلی برجسته می نماياند. ظاهرا قاضی شهر با بوکالیجار ملاقات میکند، و درين میان به حاکم گوشزد مینمايد تا دفع المويد را نمايد در غیر آن تمام سپاه از وی خواهند برگشت، و المويد به کمک سپاهیان او را سرنگون و تخت و تاجش را تصاحب میکند. بوکالیجار از قاضی مشوره میخواهد.
قاضی برای حاکم دو راه را پیشنهاد مینمايد، اول اينکه داعی اسماعیلی را اعدام نمايد، دوم اينکه او را تبعید نمايد. بوکالجار راه دوم را قبول میکند، و دستور میدهد داعی را دستگر مییکنند. بوکالیجار او را بر اسپ سوار میکند و تحت الحفظ رد مرز میکند. سپاهیان المويد را در آنسوی رود فرات رها میکنند و از وی نامه میگرند که اگر برگردد و دستگیر شودخونش مباح میباشد.

المويد فی الدين بعد از آنکه شیراز را يا خود از ترس جان ترک کرد و يا اينکه با اکراه و اجبار تبعید گرديد، در ادامه در سیرت المويديه آمده است ، زمانی به مصر میرسد که در آنجا وزارت فاطمیان در دست ابوسعید تستری میباشد. ابوسعید باب مخالفت را علیه المويد باز میکند و شروع میکند به دسیسه چینی. دسايس ابوسعید سبب شد که المويد به دربار خلیفه المستنصربالله راه نیافت. معلوم نیست که چه مدتی المويد فی الدين در قاهره سرگدان میماند. چیزيکه میدانیم ابوسعید به سال1048 میلادی کشته شد.


صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت