جمعه ۲۶ مرداد ماه ۱۳۹۷
  آستان مقدس حضرت سید علاء الدین حسین   گالری تصاویر

حسین بن موسی ملقب به سید علاء الدین حسین علیه السلام و معروف به حسین کوچک فرزند موسی کاظم برادر علی بن موسی الرضا علیه السلام می‌باشد او در سال ۲۰۲ (قمری) (اواخر قرن دوم هجری) از مدینه راهی توس بود که در شیراز به قتل رسیدند.

 

آرامگاه حضرت سید علاءالدین حسین، فرزند امام موسی كاظم علیه السلام و برادر حضرت شاه چراغ علیه السلام معروف به حسین كوچك است كه در میدان آستانه در جنوب شرقی شیراز و در محله بالا كفت واقع شده است.

در اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم، یعنی در زمان قتلغ خان حاكم فارس بنای اولیه آرامگاه سید علاءالدین حسین ساخته شد. آرامگاه درون باغی كه به باغ قتلغ معروف بود، قرار داشت. بعد از مدتی باغ مزبور ویران گشت و قبر امام نیز ناپدید شد.

در اواسط عهد صفوی شخصی به نام میرزا علی كه از مدینه به شیراز آمده بود، قبر امام را پیدا نمود و آن را تعمیر اساسی كرد. بعد از آن خلیل سلطان ذوالقدر حاكم فارس (۹۱۸-۹۲۶) در زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی به تجدید بنا و تزیین آن پرداخت و در سال ۹۲۳ كار تزیین آرامگاه را به پایان رساند.

كتیبه ای كه بر بالای حرم مطهر قرار دارد زمان اتمام تجدید بنا را در اشعاری كه ...؟ سروده است نشان می دهد:

سال تاریخش بجو از خیرباقی والسلام

... این بنا كز دولت سلطان خلیل آمد پدید

در سال ۹۴۳ و در زمان شاه طهماسب صفوی كارهای تكمیلی آرامگاه به پایان رسید. در كتیبه دیگری كه به خط ثلث نوشته شده و در داخل حرم قرار گرفته است درباره چگونگی انجام امور تكمیلی توضیحاتی داده شده است.

در سال ...؟ میرزا ابوالحسن خان مشیرالملك گنبد آرامگاه را كه بر اثر زلزله صدمه دیده بود، مجددا" ساخت و در سال ۱۳۰۹ به دستور محمدرضا خان قوام الملك به آیینه كاری رواق آن پرداختند.

شوریده شیرازی در مورد آیینه كاری حرم شعری سروده است كه به خط نستعلیق عالی در اطراف ضریح نوشته شده است و در بیت آخر آن زمان آیینه كاری را بیان كرده است.

روی نه افلاك از این آیینه ها آیین گرفت

منطق شوریده بهر سال تاریخش سرود

كف و ازاره های داخل آرامگاه از سنگ مرمر است. سقف و دیوارهای بنا نیز آیینه كاری شده است. در سال ۱۳۲۹ گنبد بنا را كه چندین مرتبه بر اثر حوادث مختلف صدمه دیده بود برداشتند و در سال ۱۳۳۱ گنبد جدیدی را با اسكلت فلزی بر روی آن نصب كردند. در حال حاضر این گنبد با كاشی های معرق پوشیده شده و اطراف آن با كاشی های رنگین گل و بته دار مزین شده است.

مرقد امامزاده در شاه نشین شمالی در حرم مربع شكلی كه دیوارها و طاق آن آیینه كاری شده قرار گرفته است. ضریح چوبی امامزاده منبت كاری شده و بر روی آن شیشه نصب گردیده است. درب هایی برای داخل شدن به حرم وجود دارد كه هر كدام از آنها چوبی است و منبت كاری شده هستند. یك درب دیگر از طلا كه كار هنرمندان اصفهان است نیز برای حرم تهیه و نصب شده است. در اطراف این در قصیده ای از جمال جمالی شاعر معاصر شیرازی به صورت میناكاری نوشته شده است كه دو بیت آخر آن ماده تاریخ است:

این دو مصرع را جمالی از ره اخلاص عنوان

سال شمسی و هلالی كرد حسب الامر فالی

گشت این باب حوایج بوسه گاه اهل عرفان (۱۳۵۰ ش)

از كرم یزدان دری بگشاد بر ارباب ایمان(۱۳۹۱ ق)

در زاویه جنوب غربی آرامگاه برجی مكعب شكل از سنگ های سفید ساخته شده كه در چهار سوی آن ساعت هایی كار گذاشته اند.

در زاویه جنوب شرقی آرامگاه نیز بنایی وجود دارد كه متعلق به آرامگاه سید عبدالله حجاب (ضیاءالسلطان) است.

 

موسی بن جعفرعلیه السلامفرزندان متعددی داشت واین تعداد زیاد اولاد، مطلوب ترین وضروری ترین امری بود  که در محیط جنگ و گریز ودر شرایط اقلیمی آن روز موجب برکت و رحمت می گردید.

 

معروف آن است که تعداد فرزندان امام علیه السلام37نفر بوده که 18 پسر و 19دختر را شامل می شود.

 

پسران حضرت علیه السلام:

 

1-حضرت امام علی بن موسی علیه السلام    2-ابراهیم     3-عباس   4-قاسم    5-اسماعیل    6-جعفر    7-هارون     8-حسن

 

توجه:چهار نفر اول از یک مادرند(نجمه خاتون)وچهار نفر بعد از مادری دیگر

 

9-احمد   10-محمد   11-حمزه

 

این سه نفر از یک مادرند.

 

12-عبدالله    13-اسحاق    14-عبیدالله    15-زید    16-حسین(معروف به سید علاالدین حسین)    17-فضل    18-سلیمان

 

واین هفت نفر ازیک مادرند.

 

دختران امام کاظم علیه السلام:

 

1-فاطمه کبری(معصومه)   2-فاطمه صغری   3-رقیه 4-حکیمه 5-ام افضل    6-رقیه صغری 7-کلثوم    8-ام جعفر   9-لبانه   10-زینب   11-خدیجه  12-علیه13-آمنه    14-حسنه 15-بریهه 16-عایشه یا عباسه   17-ام سلمه 18- ام میمونه  19-کلثوم

 

 

پس از شهادت امام موسی کاظم علیه السلام و به امامت رسیدن امام رضاعلیه السلام که در مدینه ساکن بوند، در قلمرو حکومت مامون طوفان انقلاب وقیام علویان با شدت هرچه تمام تر برخاست. مامون که می دید پایه های حکومتش با این شورش های داخلی متزلزل می گردد.ناگریز از امام زضاعلیه السلام دعوت کرد تا به مرو بیاید و در آنجا سکنی گزیند.

 

آن حضرت از این مسافرت خودداری ورزید . اما چون به دستور مامون خارج از حد اعتدال اصرار کردند، آن بزرگوار به علت تقیه مجبور شد که این مسافرت را بپذیرد.

 

در آخر قرن دوم هجری مامون خلیفه عباسی که حضرت امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام را به عنوان ولیعهد خود معرفی کرد و او را به طوس  مرکز خلافت فراخواند، مدتی بین برادران با آن حضرت جدایی افتاد و شوق زیارت آن حضرت اخوان بزرگوارش را بی تاب کرد. به وسیله نامه از حضور مقدس حضرت رضاعلیه السلام وخلیفه مامون برای حرکت به سمت خراسان اجازه گرفتند. خلیفه(مکار) حسن استقبال نموده و همگی آنان را احضار کرد.

 

جناب سید امیر احمد (شاهچراغ)علیه السلامبه اتفاق جناب سید میر محمد عابدعلیه السلاموجناب سیدعلاالدین حسین علیه السلامبرادر معظم وجمع کثیری از بزرگ زادگان واقارب ودوستان به قصد زیارت امام رضاعلیه السلاماز حجاز به سمت خراسان حرکت کردند .

 

طریق مسافرت به خراسان در آن زمان غالبا گذرگاه کویت، بصره ،اهواز ،بوشهر و شیراز بوده است. در بین راه نیز جمع  کثیری از شیعیان و علاقه مندان به خاندان رسالت به سادات معظم ملحق می شوند وبه اتفاق حرکت می کنند. نوشته اند: به نزدیک شیراز که رسیدند تقریبا یک قافله 15هزار نفری از زن و مرد تشکیل شده بود. مامورین و حکام شهرها خبر حرکت چنین قافله بزرگی را به مامون دادند و خلیفه ترسید که اگر چنین جمعیتی از بنی هاشم و دوستداران و فداییان آنها به خراسان برسند،اسباب تزلزل مقام خلافت می شوند. لذا امریه ای به تمام حکام فرستاد که در هر کجا به قافله بنی هاشم رسیدند ،مانع ازحرکت آنها شوند وآنها را به سمت مدینه برگردانند.قتلغ خان حاکم شیراز مردی بود بسیار جدی ومقتدر که با چهل هزار لشکر جرار در خان زنیان هشت فرسخی شیراز اردو زدند.

 

همینکه قافله بنی هاشم رسیدند پیغام برای امامزادگان داد که بنا به دستور خلیفه از همین جا باید برگردید.حضرت سید امر احمد فرمودند:اول: ما قصدی از اینن مسافرت نداریم جز دیدار برادر بزگوارمان. دوم: ما بدون اجازه نیامده واز شخص خلیفه اجازه گرفته ایم و به دستود حرکت کردیم. قتلغ خان گفت امر است که مانع از حرکت شویم، ممکن است به اقتضای وقت امر ثانوی صادر گردیده باشد باید اجرا گردد آقایان ناچارید برگردید. جناب سید امیراحمد با برادران وسایربنی هاشم ودوستان . همراهان مشورت کردند. هیچ یک حاضر به مراجعت نشدند. وقتی قافله خواست  حرکت کند احتیاطا زنان را عقب قافله قرار داند همین که زنگ قافل نواخته شد، لشکر قتلغ خان راه را بستند. عاقبت کار از حرکت به عمل کشید وجنگ شدیدی در گرفت .لشکر قتلغ خان بر اثر شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند و شکست خوردند، اما در بین لشکر شکست خورده تدبیری کردند ، راست یا دروغ عده ای  بالای بلندی ها فریاد زدند آقایان اگر به پشت گرمی علی بن موسی الرضا علیه السلامولی عهد خلیفه جنگ می کنید  الان خبر رسید که ولی وفات کردند.

 

این خبر مانند برق ارکان وجود شیعیان ومردمان سست عنصر راتکان داد از اطراف امامزادگان پراکنده شدند. لذا جناب امیر احمد شبانه با برادران واقارب از بیراهه به شیراز رهگسار گردیدند وجناب احمد فرمودند:چون دشمن در تعقیب ماست خوب است با لباس مبدل وارد شویم تاگرفتارنگردیم .امام زادگان شبانه به اطراف پراکنده شدند که گویند بیشتر امام زادگان ایران،متفرق شدگان همان نهضت هستند. ولی جناب امر احمد علیه السلاموسید امیر احمدعلیه السلاموسید امیر محمد عابدعلیه السلاموسیدعلاالدین حسین علیه السلامبه صورت ناشناس به شیرازآمدند ودر منزل یکی از دوستان صمیمی اهل بیت طهارت در محل سردزک پنهان شدند وشب وروزرابه عبادت می گذرانیدند.ازطرف قتلغ خان جاسوسان بسیاری برای پیدا کردن امام زادگان معظم گماشتند تا بعد از یک سال جناب سید امیراحمدعلیه السلامرا در خانه یکی ازدوستان اهل بیت یافتند.سپس آن بزرگواررا به شهادت رساندند.پس از شهادت احمدبن موسی علیه السلامسیدعلاالدین حسین علیه السلامکه در خفا به سر می  برددرسال 203ه.ق در همین مکانی که بقعه وبارگاه ایشان قرار دارد ،با تجسس عمال حاکم وقت شناسایی وبه درجه رفیع شهادت نائل آمد.

 

ازقول مورخین (متقدمین ومتاخرین) روایت شده که قتلغ خان باغی در مکان فعلی بارگاه  ایشان داشته بود .این باغ باغبانی با مروت داشت که  شبهای جمعه نوری در مکانی از باغ مشاهده می نمود .وی آنچه را که مشاهده می نمود به قتلغ خان اطلاع داد و او هم آنچه راکه باغبان دیده بود رویت کرد. و پس از تحقیق وجستجو در محل قبری را پیدا کردند که پس از باز کردن قبر، جسدی بزرگ و با عظمت و شکوه یافتند. جسد در کمال شادابی و زیبایی بود و در یک دست صاحب جسد قرآن مجید ودر دست دیگر جسد  شمشیری قرار گرفته بود . باعلامت و نشانه هایی که داشتند معلوم شدقبر متعلق به حسین بن موسیعلیه السلام است قتلغ خان دستور داد بنای گنبد دار بر روی قبر بسازند.

 

درباب سن ایشان در زمان شهادت:

 

در هیچ کتاب تاریخی سال تولد ایشان نقل نشده است . در کتاب ریاض الانساب از میرزا محمد ملک الکتاب شیرازی اتخاذ شده است که ایشان زمان هجرت امام رضا علیه السلام13ساله بوده اند اما بنا به دلایلی که در کتاب بحار الانوار نوشته شده این موضوع منتفی است .حضرت موسی علیه السلام183ه.ق به شهادت رسیدند هجرت امام رضا علیه السلامسال200ه.ق بود با توجه به فرض اینکه تولد حسین بن موسیعلیه السلاممتقارن با شهادت پدر بوده است تا اقامت امام رضاعلیه السلامدر مدینه 17ساله بوده اند وازآنجا که ایشان در سال 203ه.ق به شهادت رسیدند به این نتیجه می رسیم که ایشان بیش از 20سال داشته اند.

 

چند داستان از کرامات حضرت سيد علاءالدين حسين (عليه السلام)به روايت آقاي سيد علي اکبر صميم بازنشسته نيروي هوايي و از مجاورين حرم مطهر:


زندگي دوباره

پدرم حاج محمد رحيم صميم در بستر بيماري بود و دکتر معصومي را که مطبش در نزديکي حرم قرار داشت به خانه آورده بوديم تا پدر رامعاينه کند دکتر پس از معاينه نگاهي به سِرُمي که به دست پدرم وصل کرده بود کرد وگفت حتي بدنش ديگر سرم راهم قبول نميکند بهتر است براي مراسم کفن ودفنش آمده شويد. ديگر اميدي نيست.صداي شيون خانه راپرکرد بغضم ترکيد از خانه بيرون زدم يکي دو دقيقه بعد توي حرم آقاسيدعلاءالدين حسين(عليه السلام) بودم گريه امانم نميداد به ياد حرف دکتر افتادم :

((ديگر اميدي نيست ))ولي وقتي دستم را در شبکه هاي ضريح انداختم دلم گواهي ميداد که اميدي هست.

به خانه برگشتم دوستان هم هيئتي پدر در خانه مراسمي به پا  کرده بودند. به طرف بستر پدر رفتم وبه چهره خاموش او با حسرت نگاه کردم ناگهان لبهاي پدر حرکت کرد وگفت :ياحسين(عليه السلام)

فرداي آن روز دکتر معصومي با چند تن از فاميل که به اعتبار حرف دکتر سياه پوش هم شده بودند به هواي شرکت در تشييع جنازه آمدند دم در .اما وقتي پدر راصحيح وسالم ديدند باورشان نمي شد.

دکترکه با ناباوري به پدر خيره شده بود گفت :ولي حاجي تو ديروز مرده بودي !

پدر نگاه معني داري به دکتر کرد وگفت:اما هموني که بار اول زنده کرده باز هم مي تواند زنده کند.


دعوتنامه

دلم خيلي هواي امام رضا(عليه السلام)کرده بود صبح آمدم حرمِ آقا سيد علاء الدين حسين(عليه السلام)عرض کردم :

آقا خيلي براتون سخته از دادشتون يه دعوتنامه براي ما بگيريد حالا روسياهيم قبول ولي شما که خانواده کرميد.

از حرم بيرون اومدم ديدم آقاي رستگار به سمتم مي آيد :

((آقاي صميم خوب شد ديدمتون ميخواهيم بچه هاي جلسه قرآنو ببريم مشهد ميشه با ما بياييد براي تدارکات کاروان کمکمون کنيد؟))

نميدونستم اول  جواب آقای رستگار رو بدم يا از آقا تشکر کنم.

 

احسان

موقع باز کردن نوشابه در نوشابه به عينک احسان پسرم خورده بود ،شيشه عينک شکسته بود وتکه اي ازشيشه به چشمش خورده وقرنيه اش را پاره کرده بود.دکترهاي بيمارستان خليلي گفتند: بايد عمل کند وشايد با عمل هم نشود کاري کرد دست به دامان آقا سيد علاء الدين حسين(عليه السلام)شديم دوستان احسان هم آمدند وباهم در حرم مشغول خواندن دعاي توسل شدند بعد ازدعا به بيمارستان رفتيم دوباره دکتر چشم را معاينه کرد آثار تعجب را به وضوح مي شد در چهره او مشاهده کرد :((قرنيه آسيب ديده بود ولي حالا ترميم شده!))

ولي براي من تعجب نداشت آن آقايي که عادتش احسان کردن بود چشم احسان مرا شفا داده.

 

خاکِ کيميا

نوه ام محدثه که تازه به دنيا آمده بود دچار زردي شده بود به حدي که چشمهايش را به سختي مي توانست باز کند پس از آزمايش خون مشخص شد زرديش به 5/19رسيده وچاره اي جز تعويض خون نيست.

شب دوشنبه بود آورديمش داخل حرم حضرت سيد علاء الدين حسين (عليه السلام) گوشه فرش حرم را بالا زديم وخاک فرش را روي او تکانديم .بعد رفتيم بيمارستان تا صبح بچه را زير مهتابي گذاشتند .

قبل از تعويض خون دوباره ميزان زردي را اندازه گرفتند شده بود 11

دکتر گفت زردي به حد نرمال رسيده ديگر احتياجي به تعويض خون نيست واين خيلي عجيب است .

ولي عجيب نبود آنان که خاک را به نظر کيميا کنند گوشه چشمي هم به ما کرده بودند.

 

ازدواج

هرجا براي امين پسر بزرگم مي رفتيم خواستگاري همين که از وضع ماليمان خبردار ميشدند جواب سر بالاميدادند.

اين آخري هم بااين که پيشنهاد از طرف خودشان بود در جلسه خواستگاري حسابي تحقيرمان کردند.بادلي شکسته آمدم جلوي حرم آقا سيد علاءالدين حسين (عليه السلام)عرض کردم :

((آقا جان خودتان سفارش کرده ايد به ازدواج، حالا رسمش هست که اين طوري نداريمان را به رخمان بکشند.))

يک هفته هم نشد رفتيم خواستگاري دختري که پدرش تنها سوالي که در مورد امين پرسيد اين بود که پسرتان نماز خوان هست يا نه. احترامي هم که به ما گذاشتندچه قبل از عروسي وچه بعدازآن ، نگفتني است.

آقا شد واسطه تحقق وعده خداي تعالي که پس از دعوت به ازدواج در قرآن کريم وعده داده :يغنهم الله من فضله.

 

سفره امام حسين(عليه السلام)

ظهر عاشورا بيش از 50 سال درخانه ما از زمان مرحوم پدرم مراسم عزاداري وسفره امام حسين برقرار بود عاشوراي سال 73وضع ماليم خيلي خراب بود واز عهده مخارج آن بر نمي آمدم .

آمدم جلوي حرم آقا سيد علاءالدين حسين (عليه السلام)عرض کردم :

((آقا جان اگر دوست داري صداي غربت جدتان در خانه ما هم بلند شود خودتان کمک کنيد .))

رفتم پايگاه از طرف فرمانده فرستادند دنبالم ومرا پيش او بردند. سرهنگ تا مرا ديد بلند شد وبااحترا م يک بسته اسکناس را به طرفم گرفت وگفت : اين هم پاداش شما به خاطر زحمتي که در تعميرهواپيما کشيديد.

خرج سفره راکه داديم هيچ، کلي هم پول زياد آورديم. آن سال سرسفره امام حسين (عليه السلام) حس کردم خودم هم مهمانم نه ميزبان.



www.shirazportal.ir

صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت