شنبه ۵ خرداد ماه ۱۳۹۷
  بیدل شیرازی   گالری تصاویر


زندگینامه بیدل شیرازی


سید میرزا محمد رحیم موسوی فرزند سید محمد موسوی حکیم باشی در سال ۱۱۷۵ ه‍. ق. در شیراز از خانواده‌ای متدین قدم به عرصه وجود گذاشت.
تذکره نویسانِ زمان وی نام او را محمد رحیم ذکر کرده‌اند . اما در تذکره‌های بعدی به صورت رحیم ضبط شده‌است .

نیاکانش از سادات موسوی اصفهان و در اصل از جهرم فارس و از خاندان میرزا رحیم حکیم باشی بودند. بیدل شیرازی، سید میرزا محمد رحیم شاعر و طبیب و ندیم فتحعلی شاه و محمد شاه، همانند نیاکانش که در دوره صفویه به اصفهان رفته و در خدمت پادشاهان صفوی بودند، به طبابت پرداخت  را نیای بیدل دانسته‌است که شاید به دلیل قرابت نیاکان بیدل با صفویه باشد که طبابت در دربار را برگزیدند. پدرش میرزا سیدمحمد طبیب او نیز به فرمان کریم خان زند از اصفهان به شیراز رفت و سید محمد رحیم بیدل شیرازی، در همان زمان در شیراز زاده شد.

پدر بیدل پس از زندیه به دربار قاجاریه در تهران فراخوانده شد و پس از خدمت در دوران کهولت به شیراز بازگشت و در همانجا درگذشت سیدمحمدرحیم طب را علاوه بر پدرش نزد میرزاحسن علی طبیب که از خویشاندان او بود نیز فرا گرفت و خطوط سبعه به ویژه نستعلیق را نیکو می‌نوشت، گذشته از اینها شاعر بود و در اشعارش بیدل تخلص می‌کرد .

در آغاز دوران فتحعلی شاه ، بیدل از شیراز به تهران سفر کرد و همچون پدر، طبیب دربار شد و به منصب حکیم باشی نایل آمد و بتدریج از ندیمان خاص شاه شد او پزشک خاص فخرجهان، دختر فتحعلی شاه و ملقب به فخرالدوله، بود و بدین جهت به فخرالدوله شهرت یافت .  مدتی نیز در خدمت شجاع‌السلطنه متوفی۱۲۷۰ ه‍. ق. و میرزافریدون فرمانفرما متوفی ۱۲۷۲ ه‍. ق. بود هلاکو قاجار؛ هدایت ، همانجاها.

 عبدالوهاب نشاطِ اصفهانی متوفی۱۲۴۴ ه‍. ق. ملقب به معتمدالدوله، منشی الممالک دربار فتحعلی شاه، با او خویشاوندی داشت و به این سبب بیدل گاه در غیبت او جانشین وی می‌شد و ازین رو به منشی الممالک نیز ملقب گردید مفتون دنبلی؛ فسائی، همانجاها.


بیدل در عصری می‌زیست که به دوره بازگشت ادبی مشهور است. تذکره نویسان معاصرش اشعار او را ستوده و بی همتا دانسته‌اند . گفته می‌شود اشعار سروده شده شامل غزلیات ، مراثی، ترکیب بند، ترجیع‌بند، قطعات، رباعیات، و مخمسات بالغ بر سی‌هزار بیت است که اکنون پنج‌هزار بیت آن باقی مانده‌است درباره تعداد اشعارش اتفاق نظر وجود ندارد .

 تاکنون دیوان بیدل شیرازی به چاپ نرسیده ظاهرا اصل دیوان به همراه نسخ خطی که در مشهد مقدس توسط حاجی میرزا سیدعلی الموسوی، فخر شیرازی فرزند بیدل تنسیخ شده بود و به کمک حاجی میرزا زین العابدین نوهٔ برادر بیدل در راه آمدن به تهران در نزدیکی استرآباد مورد هجوم راهزنان طایفهٔ ترکمان قرار می‌گیرد و کلیه اموال قافله از جمله کتب غارت و حاجی میرزا زین العابدین نیز به اسارت در میاید و تا زمانیکه وجه در خواستی داده نشده بود آزاد نگردید .

 دو نفر از زاهدان آن دوران حاجی میرزا محمد باقر ملا باشی، صاحب چندین تألیف و تصنیف در علوم دینی از جمله شرح صحیفهٔ سجادیه، بحرالجواهر درعلم کلام، انوارالحقایق، مقاصدالصالحین و انوارالقلوب و حاجی میرزا محمد حسین ملاباشی،(پدر بزرگ میرزا زین العابدین) از برادران بیدل بودند و آیت‌الهی‌ها از نوادگان میرزا محمدباقر ملا باشی می‌باشند .


تذکره نویسان معاصرش شعر بیدل را ستوده و در پیروی از شیوه غزلسرایی سعدی بی همتا دانسته‌اند و از سبکهای هندی و اصفهانی یا صفوی نیز بی بهره نبوده. فاضل خان گروسی ، بهمن میرزا قاجار، مفتون دنبلی، هلاکو قاجار، همانجاها. در مرثیه سرایی کم و بیش به ترکیب بند مشهورمحتشمِ کاشانی نظرداشته‌است.


در گذشت وآرامگاه بیدل

بیدل شیرازی در دوران حکومت محمدشاه در سال۱۲۵۸ه‍. ق. هنگامی که از سفر حج بازمی‌گشت، در قم بیمار شد و همانجا درگذشت مزار او در کنار مقبره حضرت معصومه می‌باشد.


آثار

نسخه‌ای به شماره ۲۳۸۸، شامل پنج هزار بیت از قصاید او، در دوبخش، در کتابخانه مجلس شورای اسلامی محفوظ است، بخش نخست آن مدحیات است و از جمله شامل منقبت حضرت محمد ،علی علیه السلام، حضرت مهدی علیه السلام ، و مدح فتحعلی شاه که بیدل در ضمن آن از مشقّت احوال خود گلایه کرده‌است  و نیز مدح محمدشاه و برخی از امیران و شاهزادگان قاجار، بخش دوم شامل مرثیه‌هایی است در رحلت حضرت محمد و اهل بیت علیهم السلام و ذکر مصیبت کربلا و اسارت خانواده امام حسین علیه السلام تاکنون از اشعار بیدل در کتب درسی فارسی بارها استفاده شده‌است .

چند بیت از اشعار بیدل:

اگر مهرش به دل داری به قدر ذره‌ای بیدل        مترس از آتش دوزخ اگر گبری اگر ترسا
از حسن روزافزون او وز عشق جانفرسای تو        بیدل توانی یافتن زآغاز کار انجام را
بیدل اگر عاشقی کو اثر ناله ات باشد        اثرها بسی نالهٔ مستانه را
چه گناه کرد بیدل که به قصد کشتن او        بگشاده‌ای تو بازو و ببسته‌ای میان را



بندهٔ خویش ز بس خواجه گرامی دارد        هستم آزاد و دلم میل غلامی دارد
سوختم زآتش غم وین دل بی درد هنوز        با همه سوخته گی‌ها سر خامی دارد
ماه رخسار تو بدریست که بی نقصانست        مه شود بدر ولی رو به تمامی دارد
تا قبولش بکند ساقی بزم تو مگر        ماه بر طرف فلک صورت جامی دارد
به غلط نام من آرد به زبان بهر رقیب        آنکه از یار به کف نامهٔ نامی دارد
گشت مقبول شه از گفتهٔ بیدل نشگفت        طبع سعدی بودش نظم نظامی دارد


تا شرح دهم حسنت نطق دگرم باید        ور نه به زبان خلق وصف تو نمی‌شاید
معنی که جمالت راست آن صورت روحانی        در لفظ نمی‌گنجد در وصف نمی‌آید
هر صبح به بام آید از بهر تماشا خور        یا بو که مه من رخ از روزنه بنماید
بر ماه جمالت مهر گر زانکه نه پا بست است        از چیست که چون عشاق یک لحظه نیاساید
آن نرگس جادویت دلها همه بفریبد        وان لعل سخن گویت غمها همه بزداید
گو با بت سنگین دل در مهر و وفا میکوش        کین لطف نمی‌ماند وین حسن نمی‌پاید
تا آنکه نگوید خصم کین صید زبونی بود        بر خون دل ما دست گو دوست بیالاید
بزمی که تویی آنجا بر مجمره حاجت نیست        کس عود نمی‌سوزد کس مشک نمی‌آید
گر بزم بیارایند از بهر قدوم دوست        آیی چو تو مجلس‌ها در روی تو آرایند
آن تاب که مویش راست وآن آب که رویش را        جان‌ها همه بربندد دلها همه برباید
موئیست میان او ماهست رخش لیکن        جان و دل مشتاقان زین هر دو بیاساید
دین و دل صد بیدل یک لحظه دهد بر باد        آن موی چو بربندد وآن روی چو بگشاید





صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت