یکشنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۶
  محمد نمازی   گالری تصاویر

محمد نمازی (زاده ۱۲۷۵ خورشیدی در شیراز - درگذشته فروردین ۱۳۵۱ خورشیدی در شیراز)، از متمولین و ثروتمندان ایرانی بود که جزو خیّرین و نیکوکاران روزگار به شمار می‌آمد و با وجود سالیان مدید اقامت در ایالات متحده آمریکا، منشاء پدید آمدن آثار خیریه و ابنیهٔ عام المنفعهٔ بسیاری، بویژه در زادگاه خود، شهر شیراز گردید، که از آن جمله بیمارستان نمازی شیراز، بسیار مشهور است.

خاندان نمازي از فاميل‏هاي مشهور شيرازند. حاج محمد نمازي فرزند حاج محمدحسن نمازي تاجر شيرازي در سال 1275 ه ش زاده شد. دوران کودکي را در هند و چين گذراند. سال‏هاي جواني را در شيراز و تهران سپري و در سال 1303 به قصد سياحت به آمريکا عزيمت کرد و مدتي طولاني در آنجا اقامت گزيد. عشق به ايران براي او هميشه زنده بود و پس از موفقيت در فعاليت‏هاي اقتصادي در سال 1323 ه ش به ايران بازگشت.

در خاطرات او آمده است که با خود عهد بسته بود. در صورت موفقيت در زندگي - بخشي از درآمد خود را صرف امور خيريه کند. سفر او به ايران همزمان با جنگ جهاني دوم، فرصت مغتنمي براي آشنايي وضعيت اقتصادي،

بهداشتي و درماني کشور بود.

اگرچه نيت اصلي نمازي ايجاد مجتمع بهداشي و درماني بود، اما او در سفر خود به ايران با پديده‏ي نامناسب آب آشاميدني برخورد و در رايزني‏هاي مختلف با متخصصان ريشه بيساري از بيماريهاي گوارشي و نيز بيماريهاي واگيردار را در آب آشاميدني غير بهداشتي ديد و تصميم گرفت علاوه بر ساخت مجتمع درماني و آموزشي نسبت به ايجاد سيستم مناسب لوله‏کشي براي تأمين آب آشاميدني بهداشتي اقدام کند. در آن زمان حتي در پايتخت ايران نيز آب آشاميدني از طريق سنتي و غير بهداشتي تأمين مي‏شد.

ايجاد سيستم نوين لوله‏کشي آب در تهران و شيراز پيشنهاد نمازي به شهرداري‏ها و انجمن‏هاي اين دو شهر بود. شهرداري تهران بنابر دلايلي تصميم گرفت که خود رأسا نسبت به اين امر اقدام کند، ولي شهردار شيراز با اين امر موافقت کرد. شادروان نمازي براي اين امر شرکتي را به نام «بنگاه آب شيراز» تأسيس کرد و با شهرداري شيراز توافق نمود که از دو رشته قناتي که تحت نظارت شهرداري بود، استفاه کرده و آب اين قنوات را پس از تصفيه به وسيله‏ي لوله در دسترس ساکنين شهر قرار دهد و چون سرمايه‏ي شرکت، هزينه‏ي لوله‏کشي را تکافو نمي‏کرد، محمد نمازي متعهد شد ده ميليون ريال از محل موقوفه‏ي بيمارستان به عنوان وام در اختيار شرکت بگذارد تا شرکت بتواند با کمک اين وام کار لوله‏کشي را به انجام رساند. طرحي که مدنظر بود، ابتدا ساده مي‏نمود و تنها متضمن ساختمان حوض‏هاي تصفيه و احداث يک شبکه‏ي لوله‏ي اصلي بود و تصور مي‏رفت مجموعا به بيش از بيست ميليون ريال اعتبار نياز نداشته باشد؛ چرا که قرار بود هزينه‏ي لوله‏کشي فرعي به وسيله‏ي پرداخت حق انشعاب از طرف صاحبان خانه‏ها تأمين گردد. در ارديبهشت ماه 1324 پس از امضاي قرارداد، محمد نمازي با بنگاه الکساندر گيپ (مهندسين مشاور) قرارداد مطالعه‏ي طرح و تنظيم عمليات شبکه لوله‏کشي را امضا کرد. بعد از مطالعات دقيق، مهندسين مشاور گزارش دادند که آب دو رشته قنات حتي نصف جمعيت فعلي شهر را کفايت نمي‏کند. آب قنوات نيز مستلزم لوله‏کشي به طول بيست کيلومتر است و به همين دليل مقرون به صرفه نيست. طرحي نوين مبني بر تهيه‏ي آب از منابع زيرزميني توسط حفر چاه‏هاي عميق پايه‏ريزي شد. اما از آنجا که سرمايه‏ي شرکت جهت اجراي اين طرح کفايت نمي‏کرد به همين دليل عده‏اي سهم خويش را فروختند و پس از آن محمد نمازي خود به تنهايي کليه‏ي سهام را خريد و هزينه‏ي اجراي اين طرح را بر عهده گرفت.

طرح پيشنهادي الکساندر گيپ مشتمل بر اين موارد بود:

1. حفر ده تا شانزده حلقه چاه و کشيدن آب اين چاه‏ها به وسيله‏ي تلمبه به تصفيه‏خانه؛

2. ايجاد تصفيه‏ خانه براي تصفيه کردن و گرفتن مواد سنگين از آب؛

3. دستگاه تلمبه ‏زني بزرگ براي انتقال آب از تصفيه‏خانه به مخزن مرتفع؛

4. ايجاد کارخانه‏ ي برق مستقل براي تهيه نيروي مورد نياز تلمبه زني،

5. ايجاد شبکه‏ي لوله‏ي اصلي و فرعي براي توزيع کآب به کليه‏ي منازل شهر.

اجراي طرح پيشنهادي شروع شد و بنابر برآورد پروژه‏اي که در سال 1321 شروع شده بود، در خرداد سال 1327 با نصب شاه‏لوله و شبکه‏ي اصلي پخش آب و در خرداد 1328 با احداث ساختمان تصفيه‏خانه و ساختمان کارخانه‏ي برق ويژه‏ي آب شهر، و در نهايت به تاريخ شهريورماه 1329 به نتيجه رسيد.

لوله‏کشي آب جنوب شهر به دليل پستي و بلندي منطقه و عدم همياري مردم به علت تنگ‏دستي، به وسيله‏ي نصب شيرهاي عمومي تأمين گرديد اما بر اساس نياز و درخواست مردم، محمد نمازي مصمم به نصب آب لوله‏کشي در کليه‏ي مناطق گرديد. در سال 1331 آب لوله‏کشي شهر به پايان رسيد و مورد بهره‏برداري قرار گرفت.

همزمان با اين طرح، پروژه‏ي ساخت مجموعه‏ي بهداشتي نيز پيش مي‏رفت و دوازده هزار خانه در آن زمان صاحب لوله‏کشي آب شدند.

لوله‏کشي آب شهر شيراز علاوه بر تأييد «اصل تقدم پيشگيري بر درمان» برکات ديگري نيز براي مردم شيراز و ايران به ارمغان آورد که برخي از آنان عبارت است از:

1. آب تصفيه شده به وسيله‏ي لوله در دسترس آنها قرار گرفت و موجب آسايش آنان شد و آنها را از ابتلا به امراض گوناگوني که در آب‏هاي آلوده وجود داشت، مصون ساخت.

2. با توجه به نيت شادروان نمازي که درآمد دستگاه آب را وقف بيمارستان کرده بود، مردم با پرداخت آب‏بها در واقع به بهداشت و درمان خويش ياري مي‏رساندند.

3. براي اولين بار شهر شيراز توانست تکنولوژي لوله‏کشي آب آشاميدني و نيز ضدعفوني کردن آب و توزيع مناسب آن را سامان دهد و از آن پس بود که ديگر شهرهاي ايران با استفاده از تجربيات شهر شيراز نسبت به راه‏اندازي آب لوله‏کشي اقدام کردند.

در بخشي از وقف‏نامه چنين آمده است:

«چون شهر قديم شيراز کوچه‏هاي معوج و کم عرض

و پستي و بلندي دارد و لوله گذاري در آنها مستلزم هزينه و صرف وقت زيادي بود و از طرف ديگر ساکنين اين قسمت شهر بيشتر از طبقه‏ي بي‏بضاعت و يا کم بضاعتند و به همين جهت احتمال نمي‏رفت تقاضاي اتصال و اشتراک بنمايند، لذا مهندسين مشاور در طرح تفصيلي خود تصميم گرفته بودند احتياجات مردم اين منطقه به وسيله‏ي نصب شيرهاي عمومي تأمين شود. ولي پس از آنکه لوله‏گذاري شروع شد، ساکنين شهر قديم جدا گله‏مند شده و علاقه‏ي شديدي به لوله‏کشي منطقه خود ابراز داشتند و با توجه با اينکه ساکنين اين منطقه حتي دسترسي به همان آب‏هاي آلوده‏ي جاري نداشتند و غالبا مجبور بودند براي احتياجات روزمره به وسيله سقا از آب آلوده و راکد آب انبارهاي عمومي رفع احتياج نمايند، لذا مؤسس به احترام تمايلات ساکنين محلات قديم بر آن شد که لوله‏کشي شهر شيراز را از هر جهت کامل نمايد و قسمت قديم شهر را نيز از نعمت لوله‏کشي و آب تصفيه شده بهره‏مند سازد».

 

تعيين ميزان حق انشعاب و آب بها

در اين قسمت از وقف‏نامه چنين مقرر شده است که:

«طبق قرارداد با انجمن شهر مقرر بود مصرف‏کنندگان آب علاوه بر پرداخت آب‏بها مبلغ مقطوعي نيز در موقع اتصال لوله به خانه‏ي آنها به عنوان حق اتصال بپردازند. مقرر بود وجهي که از اين راه تحصيل مي‏شود به ميزاني باشد که کليه‏ي هزينه‏ي شبکه‏ي فرعي متناسب ارزش خانه از مشترک دريافت گردد تا بدين وسيله سرمايه‏ي کمتري در کار لوله‏کشي به کار افتاده و در نتيجه آب بها به حداقل نرخ ممکنه تخفيف يابد. منظور از آب‏بها اين بود که نرخ بر پايه‏اي مقرر بشود که اولا کليه‏ي هزينه‏ي جاري از اداري و فني و نگهداري و تعمير دستگاه تأمين گردد و ثانيا ذخيره‏اي به ميزان دو و نيم درصد به دست آيد تا براي تجديد ماشين‏آلات و لوله‏هاي فرسوده و توسعه‏ي دستگاه که در طول زمان لازم خواهد شد، به مصرف برسد. ثالثا بهره‏اي معادل دوازده درصد بر سرمايه‏ي به کار افتاده در تمام مدت به صاحب سرمايه پرداخت گردد و در هر سالي که درآمد براي پرداخت سود آن کافي نباشد، کسري آن به عنوان دين به حساب سال آينده منتقل شده و در سال‏هاي بعد بازگردد. رابعا براي استهلاک سرمايه‏ي به کار افتاده از سال پنجم چهار درصد ذخيره شود که در ظرف 25 سال بعد سرمايه‏ي به کار افتاده کلا مستهلک گردد و دستگاه لوله‏کشي بعد از سي سال به شهر و شهرداري واگذار شود و اگر استهلاک مزبور در ظرف اين مدت عملي نشده باشد، آن قدر بر مدت افزوده شود تا استهلاک کليه‏ي سرمايه و سود آن به عمل آيد.

پس از يک سلسله مذاکره با انجمن شهر و مطالعه در طرز فکر مشترکين آب و انتظارات آنها، بالاخره تعرفه‏اي براي حق انشعاب تعيين گرديد، ولي به زودي آشکار شد که از اين تعرفه مبلغ قابل توجهي به دست نخواهد آمد و منظور مؤسس عملي نخواهد شد.

براي اينکه تعرفه‏ي عادلانه‏اي برقرار شود و بار طبقات ضعيف و کم بضاعت حتي المقدور از طبقه‏ي متمکن کمتر باشد، مؤسس محترم متخصصي را مأمور مطالعه در امر آب‏بها نموده وي پس از مطالعات دقيق توصيه نمود که اولا از استهلاک سرمايه صرف‏نظر بشود. ثانيا تمام مشتري‏ها ماهيانه مبلغ مقطوع و معيني در مقابل چند متر مکعب آب که در اختيار آنها گذارده مي‏شود، بپردازند. ثالثا مشتري‏هاي متمکني که از آب لوله بيشتر استفاده مي‏نمايند، علاوه بر ماهيانه‏ي مقطوع، مبلغي هم به عنوان حق مخصوص بپردازند. رابعا به منظور بالا بردن سطح نظافت عمومي و استفاده‏ي حداکثر از ظرفيت دستگاه لوله‏کشي مصرف‏کنندگان به وسيله‏ي تخفيف‏هاي تصاعدي تشويق شوند که علاوه بر چند متر مکعب که در مقابل پرداخت ماهيانه‏ي مقطوع مي‏پردازند، آب اضافي مصرف کنند».

در اين بخش نکات قابل توجهي وجود دارد که به ذکر برخي از آنها مي‏پردازيم:

اولا باني اين امر، دريافت آب‏بها و حق اشتراک را جزء برنامه‏ها قرار مي‏دهد و پس از اينکه وصول آن امکان‏پذير نمي‏شود، چاره ديگري مي‏انديشد و بنا به توصيه‏ي فرد متخصصي از وصول حق اشتراک صرف نظر نموده و به دريافت مبلغ مقطوع به عنوان آب‏بها بسنده مي‏کند. ثانيا براي جلوگيري از اجحاف به قشر نيازمند، مقرر مي‏نمايد که از افراد متمکن که آب بيشتري مصرف مي‏کنند، مبلغي به عنوان حق مخصوص دريافت شود که به نوعي عدالت برقرار گردد. ثالثا در پيش‏بيني براي وصول سرمايه‏ي اوليه چنان تدابير دقيقي اعمال مي‏کند که اين روش مي‏تواند در

ساير بخش‏هاي سرمايه‏گذاري نيز مورد استفاده قرار گيرد. رابعا باني محترم روشي را اعمال مي‏نمايد که در اثر آن براي گسترش بهداشت عمومي و استفاده‏ي بهتر از آب، اگر کسي بيشترين آب را مصرف نمايد، از تخفيف‏هاي ويژه برخوردار خواهد شد.

هر چند اين روشها امروزه در اثر تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي متحول شده ولي بايد اذعان کرد که نوع نگرش و کيفيت اعمال تدابير مورد نظر براي توسعه‏ي بهداشت عمومي امر پسنديده و قابل قبول است.

 

هدف واقف از ايجاد دستگاه لوله ‏کشي آب

به منظور دوام و بقاي عمل خير، مؤسس به اين انديشه افتاد که طبق سنت ديرين نياکان، دستگاه لوله‏کشي را به صورت موقوفه در آورد تا از سوانح ايام مصون و مأمون باشد؛ اگرچه در قرارداد با شهرداري اشعار شده بود چنانکه در ظرف سي سال و يا بيشتر سرمايه‏ي به کار افتاده اصلا و فرعا از طريق استهلاک تأديه گردد، دستگاه آب به شهرداري واگذار شود و هر چند که مؤسس هم در نظر گرفته بود که وجوه استهلاک در عمليات عمراني ديگري که بهره‏ي کافي دربر داشته باشد به کار انداخته شود و از درآمد آن قسمتي از هزينه‏ي مرکز طبي و بهداشتي را تأمين نمايد تا خللي در دوام و بقاي وقف رخ ندهد، و ليکن با مطالعه‏ي بيشتري که در اين امر نمود، به اين نتيجه رسيد که طبق توصيه‏ي متخصصي که در بالا به آن اشاره شد، استهلاک سرمايه مشکل و لغو ماده‏ي مربوطه به اين جهات به صلاح و صرفه مرد شهر خواهد بود:

اولا رفع تحميل صدي چهار استهلاک سرمايه بر مشترکين نسل حاضر که چون به پرداخت آب‏بها هنوز عادت ندارند، حتي آب‏بهاي نازلي را که شهرداري در سال اول و دوم براي آزمايش مقرر کرد، زياد دانستند تا چه رسد به آب‏بهاي خيلي بيشتري که براي تأمين استهلاک سرمايه مي‏بايستي به نفع نسل آينده مقرر گردد.

ثانيا آب‏بهاي موقتي که با موافقت شهرداري براي آزمايش تعيين شده به ميزان مخارج ضروري هنوز وافي نيست و سال‏ها وقف لازم است تا عوايد به ميزان مخارج ضروري و سود صدي دوازده بالغ گردد تا چه رسد به استهلاک صدي چهار از اصل سرمايه.

ثالثا چون بيمارستان بايستي از محل درآمد سرمايه‏اي که به کار لوله‏کشي افتاده بچرخد، بنابر اين استهلاک سرمايه که در قرارداد قيد شده، مستلزم مدتي بسيار طولاني است و در پايان مدت هم معلوم نيست چگونه و به چه ترتيب وجوه استهلاک، متمرکز شده باشد تا بتوان آن را به کار عمراني ديگري انداخت و از اين طريق عايداتي براي بيمارستان به دست آورد. علاوه بر آن تحولات اقتصادي هم براي مدت چهل يا پنجاه سال به هيچ وجه قابل پيش‏بيني نيست و ممکن است در نتيجه‏ي تزلزلي که در عايدات روي دهد، اداره‏ي امور مرکز طبي و بهداشتي مختل شود که اين خود به زيان مردم شيراز خواهد بود.

اين دلايل و جهات ديگري که به نظر رسيد مؤسس را بر آن داشت که استهلاک سرمايه را غير عملي دانسته و توجه شهرداري را به لغو اين ماده و مزاياي وقف کردن دستگاه معطوف سازد. هرچند قصد مؤسس محترم از ايجاد و احداث دستگاه آب لوله‏کشي انجام يک کار عام‏المنفعه و خير بوده است ولي چون با ديد اقتصادي به قضيه مي‏نگريسته به نظر مي‏رسد مشاراليه مصصم بوده تا سرمايه‏اي را که در امر خير به کار گرفته، مجددا بازگرداند تا در موارد مشابه يا در امر بيمارستان مورد استفاده قرار گيرد. لذا وقتي به کيفيتي که توضيح داده شد و در وقف‏نامه درج شده است، اميدي به استرداد سرمايه وجود نداشت، مؤسس محترم براي بقا و دوام اين کار خير تصميم به وقف دستگاه آب مي‏گيرد و در نهايت انجمن شهر شيراز موافقت خود را با انحلال شرکت سهامي بنگاه آب و وقف دستگاه آب اعلام مي‏نمايد.

 

مرکز طبي و بهداشتي

در مقدمه‏ي بخشي ديگر از وقف‏نامه چنين نوشته شده است:

«پس از اينکه مقدمات لوله‏کشي فراهم و اميدواري به انجام آن حاصل گرديد، معظم له با خريداري يکي از بهترين و مصفاترين باغ‏هاي شيراز به نام باغ کفشگر، محل مناسبي براي مرکز طبي و بهداشتي تهيه نمود و در آنجا بنايي بنياد نهاد و براي اينکه اين مرکز طبي و بهداشتي از روي

اسلوب صحيح و طبق اصول جديد از روي کمال دقت، به طور دائم بدون هيچ‏گونه وقفه اداره شود و هميشه از نتايج اکتشافات و تحقيقات پزشکي بهره‏مند و از آخرين طريقه‏ي کشف و رفع امراض و پيشرفت‏هاي جديد پزشکي استفاده نمايد، مقتضي آن ديد که يک دستگاه علمي و تخصصي ثابت و دائمي در امور اين مرکز طبي و بهداشتي مراقبت و نظارت کند و با نهايت علاقه و دلسوزي، راهنمايي‏هاي لازم و سودمند بنمايد که چه در حال حاضر و آينده متصديان مرکز طبي و بهداشتي از اين راهنمايي‏ها و صلاح‏انديشي‏هاي تخصصي که لازمه‏ي پيشرفت و تکامل يک چنين مرکز طبي و بهداشتي است، استفاده‏ي کامل نمايند و براي اجراي نيت اخير که ضامن بقا و دوام، و وسيله‏ي تأمين ارتباط فني و علمي آن با جهان متمدن است، تأسيس مؤسسه‏ي خيريه‏ي ايران را فرضيه همت خود قرار داد».

همچنين در بخش ديگري از وقف‏نامه تصريح مي‏شود که «اين مؤسسه‏ي خيريه به منظور پيشرفت بهداشت و فرهنگ ايران و داري شخصيت حقوقي و مشتمل بر هيأت مديره و هيأت مشاورين پزشکي و هيأت مشاورين فرهنگي مي‏باشد... طبق اساس‏نامه مردم انديشمند و با صلاحيت به عضويت هيأت مديره‏ي آن دعوت مي‏شوند بهتر و مرتب‏تر از يک نفر توانايي دارند که راهنمايي‏هاي سودمند به موقوفات و مؤسسات خيريه بنمايند و از اين‏رو در ايالت نيويورک به ثبت رسيد که کشور امريکا در امر بهداشت همگاني بر ساير کشورها مقدم است و بدين لحاظ مردان خيرخواه و دانشمند مشهوري از ملت امريکا در مؤسسه مزبوره به عضويت انتخاب شده‏اند که در امريکا افراد خير و نيکوکاري هستند که معتقد به فرهنگ و تمدن کهنسال ايران بوده و علاقه‏مندند ديني را که تمدن غرب به علوم و تمدن هنرهاي زيباي ايران دارد، ادا کنند... و نتيجه‏ي اين نظارت آن است که اين مرکز طبي و بهداشتي که به طور يقين تا کنون نظيرش در ايران ايجاد نشده، همواره از نتايج آخرين تتبعات و اکتشافات بهداشتي و پزشکي جهان غرب و امريکا برخوردار باشد و با جريان زمانه، پيشرفت دانش و هنر جلو رفته هموطنان عزير را که بدان مراجعه مي‏نمايند از تازه‏ترين و مجرب‏ترين اکتشافات پزشکي بهره‏مند سازد». نکاتي که در اين بخش از اين مقدمه حائز اهميت است، شامل اين موارد است:

1. همان‏طور که از متن وقف‏نامه ملاحظه مي‏شود هنگامي فکر احداث و ايجاد بناي عظيم بيمارستان به‏وجود مي‏آيد که کشور دچار فقر و گرفتاري‏هاي شديدي بوده است و در چنين شرايط نابساماني ايجاد و احداث چنين مرکز طبي بهداشتي کار اساسي تلقي مي‏شده و نياز به همت و توان بالايي داشته است.

2. تقدم بهداشت و درمان که امروز مورد توجه و تأکيد صاحب‏نظران و متخصصين است، در اين وقف‏نامه مورد توجه واقع شده و عملا به مورد اجرا گذارده شده است.

3. مجهز بودن بيمارستان از ديگر مسائل بخش مقدماتي وقف‏نامه است.

4. ضرورت اعمال مديريت صحيح و لزوم نگهداري و مراقبت از اين بناي خير از ديگر موارد مهم و حائز اهميت است که واقف خيرانديش بدان پرداخته و يکي از ابزارهاي مهم بقا و دوام موقوفات نيز اعمال قوانين صحيح براي حفظ و بقاي آنهاست.

5. جايگاه تأسيس بنياد ايران به عنوان يک انديشه و فکر جمعي که مأموريت پيدا مي‏کند تا براي اين مرکز طبي سياستگذاري نموده و در اداره‏ي بهتر آن انجام وظيفه نمايد، نيز از نکات برجسته‏ي وقف‏نامه و از افکار و انديشه‏هاي بلند واقف معظم است.

6. لزوم ارتباط با دنياي پيشرفته و انتقال تکنولوژي و جلب و جذب آخرين پيشرفت‏ها و موفقيت‏ها نيز از ديگر نکات مهم وقف‏نامه است.

 

هدف واقف از ايجاد مرکز طبي و بهداشتي

در وقف‏نامه راجع به انگيزه‏ي واقف چنين نوشته شده است:

«هدف و منظور اصلي واقف از ايجاد مرکز مزبور اين نبوده و نيست که مانند بيمارستان‏هاي معمولي فقط محلي براي آسايش بيماران باشد که چند روز يا چند ماه در آنجا بخوابند و استراحت کنند و چنانکه معمول است مورد معاينه و مداوا قرار گيرند، بلکه از بدو امر نيت واقف ايجاد مرکز طبي و بهداشتي بوده و نقشه‏ي بنايي که ساخته شده به همين‏منظور ترسيم گرديده است و اگر عده‏ي زيادي اطاق خواب دارد به اين علت است که يک مرکز طبي و بهداشتي بايد همه گونه وسايل براي معالجه داشته باشد که البته

خوابانيدن بيمار هم يکي از آن وسايل است».

وسايل اساسي و ضروري اين مرکز طبي و بهداشتي، طبق نظر واقف به اين قرار است:

الف. وسايل تشخيص از قبيل آزمايشگاه و دستگاه‏هاي پرتونگاري و پرتوشناسي و...؛

ب. وسايل معالجه از قبيل اطاق عمل و اسباب جراحي و دستگاه‏هاي بيهوشي و انبار خون (بانک خون) و تنفس با اکسيژن و اشعه‏ي ايکس و ساير لوازم معالجه‏اي که امروز متداول است و داروخانه و وسايل تهيه‏ي دارو.

ج. پزشکان متخصص در رشته‏هاي مختلف از قبيل متخصصين جراحي بيماري‏هاي داخلي، بيماري‏هاي زنانه و گوش و حلق و بيني و چشم، بيماري‏هاي روحي، بيماري‏هاي تناسلي و جلدي و غيره، بيماري‏هاي اطفال، آسيب‏شناسي راديوم و غيره. همچنين تعدادي پزشک عمومي مکه با پزشکان متخصص همکاري و مساعدت نمايند.

د. وسايل تعليم و تربيت اشخاصي که دوره‏ي پزشکي را در دانشکده تمام کرده و براي گواهينامه بايد يک سال در بيمارستان خدمت نمايند تا تجربه‏ي عملي فراگيرند، همچنين وسايل تعليم و تربيت پزشک‏هاي مقيم که گواهينامه‏ي فارغ‏التحصيلي دانشکده پزشکي را دريافت کرده و مصمم‏اند در رشته‏ي مخصوصي تخصص پيدا کنند.

ه. متخصصين فني براي آزمايشگاه‏ها، داروخانه و پرتوشناسي و غيره و وسايل تربيت دانشجويان در فنون مزبور؛

و. درمانگاه‏ها براي معاينه و تشخيص و معالجه‏ي بيماران سرپايي و براي جلوگيري از امراض و تأمين بهداشت عمومي؛

ز. اطاق و وسايل استراحت براي بيماراني که معالجه آنها محتاج به خوابانيدن در بيمارستان است.

ح. ارتباط با ساير مراکز طبي و بهداشتي اروپا و آمريکا و ساير کشورها و حوزه‏هاي علمي به منظور کسب اطلاع از پيشرفت‏هاي جديد طبي و طرق تازه‏ي تشخيص و معالجه داروهاي جديد و غيره.

در بخش ديگري واقف به ترسيم ويژگي‏هاي مرکز طبي مورد نظر مي‏پردازد که برخي از آنها حائز اهميت است و امروز نيز پس از چهل و پنج سال اين نکات در جامعه‏ي بهداشتي و درماني دنيا مورد توجه است:

1. مرکزي که احداث مي‏شود امکان تشخصيص در آن وجود داشته باشد، چون مهم‏ترين عامل و اساسي‏ترين راه حل هر معضلي تشخيص علت و چگونگي آن است.

2. پس از تعيين علل بيماري همت گماردن براي اصلاح و حل ريشه‏اي مشکل مدنظر بوده که اين نيز از برخورد جامع و نگرش همه جانبه به مسائل است.

3. توجه به سرنوشت کودکان و زنان باردار دقت نظرهاي مندرج در وقف‏نامه است.

4. مراقبت دائم براي کنترل سلامتي فرد که در جوامع پيشرفته رويه‏اي معمول است، ولي در کشورهاي جهان سوم هنوز اين ابتکار و روش پسنديده شناخته نشده و مي‏توان تأکيد بر آن از روشنگري و آگاهي واقف تلقي کرد.

5. ايجاد ارتباط کاري با ساير مراکز تخصصي دنيا و مبادله‏ي تجربيات و روش‏هاي جديد نيز از ساير نکات برجسته است.

6. ايجاد دوره‏ي فارغ‏التحصيلي پزشکي براي دانشجويان شيراز که خود يک مقطعي است براي ادامه‏ي تحصيل و کسب تجربه‏ي علاقه‏مندان جهت ارتقاي سطح علمي و تخصصي آنها که اين اقدام نيز در نوع خود بي‏نظير است.

7. بستري کردن بيمار در حد ضرورت بايد انجام گيرد و بيمارستان صرفا جهت خوابيدن بيمار احداث نمي‏شود.

در قسمتي از وقف‏نامه، وکيل شادروان حاج محمد نمازي مأموريت پيدا مي‏کند تا به وکالت از جانب ايشان صيغه‏ي وقفيت تعداد 9 پلاک را جاري کند که ايشان نيز به همين ترتيب عمل مي‏کند. همچنين در وقف‏نامه تصريح مي‏شود که کليه‏ي ساختماني که براي بيمارستان و آموزشگاه پرستاري و منازل مسکوني پزشکان بيمارستان مزبور از طرف واقف محترم ايشان احداث وبنا شده، با کليه‏ي تجهيزات و وسايل فني و طبي و جراحي از منصوبه و غير منصوبه در مرکز مزبور که باغ و ساختمان‏هاي مزبور من حيث المجموع مرکز طبي و بهداشتي مورد وقف را تشکيل مي‏دهد و هميشه بايد به نام بيمارستان نمازي ناميده شود.

شک نيست که ساختن اين بيمارستان براي مرکز طبي و بهداشتي صرفا به منظور خيريه است؛ زيرا که اولا بيمارستان به منظور وتحصيل سود اداره نخواهد شد و ثانيا آنچه از راه حق المعالجه عايد شود به مصرف معالجه‏ي

اشخاص بي‏بضاعت و يا به مصرف توسعه‏ي خود بيمارستان خواهد رسيد.

بنابراين بر طبق نيت واقف محترم مشروط و مقرر است که موقوف عليهم به فراخور استطاعت خود حق‏المعالجه‏اي بپردازند تا علاوه بر درآمد دستگاه لوله‏کشي و تصفيه‏ي آب شيراز از طريق حق‏المعالجه نيز تا حدي موجبات نگهداري و توسعه‏ي اين مرکز طبي و بهداشتي تأمين و ضمنا معالجه‏ي مجاني اشخاص بي‏بضاعت کاملا ميسر گردد و در عين حال اشخاص با استطاعت بدون اينکه بخواهند مخارج گزافي براي مسافرت و اياب و ذهاب به اروپا و امريکا از جهت استعلاج خود متحمل شوند از همان وسايل طبي و بهداشتي در کشور خود و بدون تحمل رنج سفر با پرداخت حق‏المعالجه برخوردار و بهره‏مند گردند.

شادروان نمازي در اين قسمت از وقف‏نامه اولا بيماران نيازمند را از پرداخت حق‏المعالجه معاف مي‏دارد، ثانيا مقرر مي‏کند که بيماران توانمند براي اداره و نگهداري بيمارستان هزينه‏ي معالجه را بپردازند، ثالثا بيمارستان به نحوي که تجهيز شود تا بيماران که قصد عزيمت به خارج از کشور را دارند، قادربه درمان در بيمارستان باشند. با نگرشي عمبق به جوانب امر مشاهده مي‏شود که رفع نياز مستمندان از يک طرف و تأمين امکانات درماني افراد توانمند از طرف ديگر نيت واقف را تشکيل داده و روح عدالت خواهي و عدالت جويي در تبيين هدف واقف کاملا هويداست و اين نوع جهت‏گيري و برنامه‏ريزي در جوامع در حال توسعه از محوري‏ترين اصولي است که بايد رعايت شود تا باعث وقوع مشکلات بعدي نشود. در فراز ديگر وقف‏نامه ترتيب تعيين متولي بدين شرح مشخص مي‏شود:

«توليت موقوفه‏ي مزبور مفوض است به نفس نفيس واقف محترم مادام که در قيد حيات است و چون واقف محترم تصميم دارد اسانامه‏اي تنظيم و مؤسسه‏اي با شخصيت حقوقي در ايران تشکيل دهد که در هر عصر و زمان پيوسته مرکب باشد از ارشد اولاد واقف و چند تن از افراد خاندان نمازي و عده‏اي از مقامات فرهنگي و بهداشتي و غيره که مؤسسه‏ي مزبوره درحيات واقف به وکالت و نيابت از ايشان و بعد از ايشان مستقيما و براي هميشه موقوفه‏ي بيمارستان (مرکز طبي و بهداشتي) را توليتا اداره و سرپرستي کند، بنابراين تعيين توليت بعد از واقف (به نحوي که فوقا اشاره شد و يا به هر کيفيت ديگري که واقف صلاح و مقتضي داند) موکول به تعيين خود ايشان است و واقف محترم مقرر داشت که چنانچه خود موفق به تعيين متولي آتيه نگرديد، جناب آقاي علي نمازي برادر ارجمند واقف و جناب آقاي مهدي نمازي پسر عم ايشان و آقايان حسين نمازي و شفيع نمازي فرزندان آقاي مهدي نمازي مجتمعا مؤسسه فوق‏الذکر را که منظور نظر واقف است، تشکيل و اساس‏نامه‏ي آن را تنظيم و توليت اين موقوفه را به آن مؤسسه واگذار نمايند و چنانچه خداي نخواسته کسي از آقايان نام برده شده‏ي بالا قبل از تشکيل و تأسيس مؤسسه‏ي مورد نظر درگذشت، سايرين که در قيد حيات هستند اقدام به تنظيم اساس‏نامه و تأسيس و برگزاري توليت موقوفه بنمايند و نظارت موقوفه با هيأت مدريره‏ي مؤسسه‏ي خيريه‏ي بنياد ايران است که واقف آن را تأسيس کرده است».

در رابطه با نحوه‏ي تعيين توليت موقوفه نکاتي قابل تأمل است:

1. واقف بر خلاف رويه‏ي متداول ساير وقف‏نامه‏ها اوصاف و شرايطي را معين نمي‏کند و توليت را نسلي پس از نسل ديگر به اولاد و اولاد زادگان مفوض نمي‏کند، بلکه تا خود در حيات مي‏باشد توليت را شخصا به عهده مي‏گيرد و براي بعد از خود نيز تشکيلات حقوقي را براي اداره‏ي موقوفه پيش‏بيني مي‏نمايد.

2. يقينا وقتي يک شخصيت حقوقي متشکل از صاحب‏نظران مربوطه چنين مسؤوليتي را عهده‏دار شود، از يک طرف موفق‏تر عمل مي‏کنند و افکار جمعي تدابير مطلوب‏تري را اعمال مي‏نمايند. اين شخصيت حقوقي همواره ادامه‏ي کار را با توجه به واقعيت‏هاي موجود مورد رسيدگي قرار مي‏دهد و به مقتضاي شرايط روز تصميم‏گيري مي‏کند.

3. با تشکيل شخصيت حقوي به نحوي که واقف معين نموده،همواره از خانواده ايشان نيز فرد يا افرادي حضور خواهند داشت تا در جهت حفظ اين اثر خير نقش بيشتري ايفا کنند.

4. يکي از تدابير ديگري که واقف اعمال و تصريح مي‏کند، کار نظارت را به شخصيت حقوقي به نام بنياد ايران محول مي‏نمايد که اين اقدام نيز در نوع خود، کار مطلوب و مناسبي است.

5. من حيث‏المجموع پيشنهاد تکشيل بنياد و شخصيت حقوقي جهت توليت و نظارت، يک ابتکار جديد است که در وقف‏نامه‏هاي مشابه کمتر به چشم مي‏خورد و به نظر مي‏رسد تجربه‏ي موفقي است از تلفيق دستاوردهاي حقوق غرب که در کنار يک نهاد فقهي به نام وقف به کار برده مي‏شود. البته ناگفته نماند که ايجاد و تشکيل بنياد و مؤسسات خيريه براي کارهاي عام‏المنفعه در قوانين موضوعه‏ي کشور ما پذيرفته شده است. ولي به گونه‏اي که وقف با ويژگي‏هاي فقهي خود با سازمان حقوقي به نام بنياد يا مؤسسه در يک وقف‏نامه تلفيق يابد، از ابداعات واقف است.

اين بيمارستان با 15 هکتار مساحت عرصه و 75000 مترمربع مساحت اعيان در سال 1332 ه ش به منظور ارائه‏ي خدماتي چون اتفاقات اورژانسي، داخلي، و قلب، و اطفال و نوزادان، جراحي، جراحي مغز و اعصاب، جراحي استخوان و...وقف گرديد و در روز هفتم خرداد سال 1334 شروع به کار کرد.

 www.shirazportal.ir

در سال ۱۳۲۳ تصمیم گرفت به ایران بازگشته و در شیراز به کمک مردم بشتابد. او با بخشیدن مقدار قابل توجهی از ثروتش توانست سیستم آب لوله کشی شیراز را (قبل از تهران) و همچنین مرکز پزشکی و درمانی شیراز (بعدها بیمارستان نمازی) و آموزشگاه پرستاری نمازی و دارالایتام و هنرستان نمازی را راه اندازی کند. برنامه لوله کشی در سال ۱۳۲۷ تکمیل شد. او همچنین در سال ۱۳۲۸ بنیاد خیریه‌ای به نام بنیاد ایران در واشنگتن تاسیس کرد. سازمان خیریه بنیاد ایران، در زمینهٔ ایجاد مؤسسات عام المنفعه در ایران فعالیت داشت.

وی در فروردین ماه سال ۱۳۵۱ خورشیدی در شیراز و در بیمارستان نمازی که خود تأسیس کرده بود، و در سن ۷۶ سالگی درگذشت.


تندیس شادروان نمازی که در فضای سبز بیمارستان و بر بالای مقبره ایشان قرار دارد.

صفحه اصلـی  |  تمـاس با ما  |  درباره مـا
.: تمامی حقوق این سایت محفوظ و متعلق به شیراز پورتال می باشد و استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز می باشد :.
طراحی و اجرا وب سایت